منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٤٦ - محور اول رشد و تكامل انديشه خود اجتهادى
پيامبر صلى الله عليه و آله صدا بلند مى كردند[١]، از جهاد در راه خدا روى گردان بودند[٢]، به كارهاى پيامبر اعتراض مىكردند[٣] و با وجود نصّ [قرآن و حديث] پيرو وسوسه هاى سودجويانه خيآلى خود بودند[٤] و در حضور پيامبر به رأى خودشان فتوا مىدادند[٥].
بعضى از اينان از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواستند كه احكام خدا را طبق مصلحتانديشى آنها تغيير دهد، و پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب مىگفت: ... ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ ...[٦]؛ مرا چه به اينكه از پيش خود چيزى را تغيير دهم! پيروى نمىكنم مگر آنچه را كه به من وحى مىشود.
خداى سبحان، بارها در قرآن، مانند اين سخن را تأكيد مىكند كه: ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ[٧]؛ تو را صاحبِ شريعت قرار داديم، پيرو آن باش! و از هواهاى نفسانى نا آگاهان پيروى مكن!
اين صحابيان محدود به منافقان و «المؤلّفة قلوبهم» (منفعت طلبان) نبودند.
حقايق تاريخى و كتابهايى كه در شرح حال صحابه نگارش يافتهاند، روشن مىسازند كه شمارى ديگراز صحابه در تعامل با نصوص الهى و سخنانِ پيامبر- به ويژه افعال آن حضرت- پندارهاى نادرستى داشتند. اين تفكر به جهت پس مانده ها و باور داشت هاى
[١] . نگاه كنيد به: صحيح بخارى ٤: ١٨٣٣؛ تفسير طبرى ٢٦: ١١٧- ١١٩؛ تفسير قرطبى ١٦: ٣٠٣.
[٢] . نگاه كنيد به: تفسير ابن كثير ٢: ٣٥٨؛ تفسير بغوى ٢: ٢٩٢.
[٣] . صحيح بخارى ٣: ١٣٢١، حديث ٣٤١٤؛ الاحكام( ابن حزم) ١: ٨٩.
[٤] . نگاه كنيد به: صحيح مسلم ٢: ٨٩٦، حديث ١٢٢٢؛ مسند احمد ١: ٥٠، حديث ٣٥١.
[٥] . سُبُل الهدى والرشاد ٥: ٥٣؛ نگاه كنيد به: الأحاديث المختاره ١: ٣٢٥؛ المعجم الكبير ١: ٧٢( و جلد ٦، ص ٨٨).
[٦] . يونس: ١٥.
[٧] . جاثيه/ ١٨.