منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٩٥ - ٢ اهل بيت عليهم السلام وتدوين
زمانى طولانى گذشت (و آرزوهاشان برآورده نشد) و مقصد و مسافت به نظرشان دور آمد و به محنتهايى سخت آزموده شدند.
در اين هنگام، از راه هدايت و نشانه نجات روى برتافتند و به شيوه نياكانشان برگشتند.
گروه ديگر درباره ما كوتاهى ورزيدند، به متشابهات قرآن احتجاج كردند و قرآن را با آراى خود به تأويل بردند و به اخبارِ مأثور تهمت زدند؛ با ترفندِ تنْ آسايان- بىفروغى از كتاب و دستاويزى از علمِ راستين- در شبههها و ظلمتها گام نهادند و پنداشتند كه رشد يافتهاند.
نسلِ اين امّت به كجا پناه بَرَند؟ شاخصهاى ملّت و دين با اختلاف و چند دستگى از ميان رفت، بعضى بعضِ ديگر را تكفير مىكنند، در حالى كه خداى متعال مىفرمايد: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ «چونان كسانى نباشيد كه دچار تفرقه شدند و با وجود دلايل روشن، اختلاف كردند»[١].
آيا براى ابلاغ حجّت و تأويل حكمت، جز ائمّه هُدى و نور افكن تاريكىها- كسانى كه خدا به آنها بر بندگان احتجاج كرد و خلق را بىحجّت به حال خود وانگذاشت- كسى مورد اعتماد هست؟
آيا جز از شاخسارِ درخت مبارك نبوّت و بقاياى برگزيدگانى كه خدا پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان ساخت و از آفات آنها را مصون داشت و مَوَدَّتشان را در قرآن واجب ساخت، كسى را مىشناسيد و مىيابيد[٢]؟!
و نيز آن حضرت به شخصى كه با او در يك مسئله شرعى فقهى مشاجره مىكرد، فرمود:
[١] . آل عمران/ ١٠٥.
[٢] . كشف الغمّه ٢: ٩٨- ٩٩.