منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٥٣ - امام جواد عليه السلام
يعقوب بن جعفر مىگويد: در ركابِ امام رضا عليه السلام در مكّه بودم، مردى به آن حضرت گفت: شما كتابِ خدا را گونهاى تفسير مىكنيد كه تاكنون نشنيدهايم!
امام عليه السلام فرمود: قرآن، پيش از آنكه بر مردم فرود آيد و براى آنان تفسير شود، بر ما نازل شد و تفسير گشت؛ ما حلال و حرامِ آن را مىشناسيم ...
اين علمى است كه آگاهت ساختم و آنچه را لازم دانستم به تو رساندم، اگر پذيرفتى شاكر باش؛ و اگر رها كردى [بدان كه] خدا بر هر چيزى گواه است[١].
عبدالسلام بن صالح هَرَوى مىگويد:
شنيدم امام رضا عليه السلام مىفرمود: خدا رحمت كند بندهاى را كه امر ما را احيا كند!
پرسيدم: چگونه امر شما را زنده سازد؟
فرمود: علوم ما را بياموزد و به مردم بياموزاند؛ چراكه اگر مردم محاسنِ كلام ما را بدانند، از ما پيروى مىكنند[٢].
از ابن ابى نصر رسيده است كه:
به امام رضا عليه السلام گفتم: فدايت شوم! بعضى از اصحاب ما قائلاند اثرى را كه از تو از پدرانت حكايت مىشود، مىشنويم و بر آن قياس مى ورزيم و عمل مىكنيم.
فرمود: سبحان الله! والله، اين شيوه از دين جعفر عليه السلام نمىباشد. اينان گروهىاند كه به ما نياز ندارند؛ از طاعتِ ما خارج شدهاند و در موضع ما قرار گرفتهاند [يعنى ادعاى امامت دارند] پس كجاست تقليدى كه از جعفر و ابا جعفر مىكردند؟
[١] . بصائر الدرجات: ٢١٨، باب ٨، حديث ٤.
[٢] . معانى الأخبار: ١٨٠، حديث ١؛ عيون اخبار الرضا عليه السلام ٢: ٢٧٥، باب ٦٣، حديث ٦٩.