منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٢٩ - جريان دو خطّ مشى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحران ها و برون رفت ها
الرَّحِيمِ گفتند: به نظرت مىآيد كه ما تو را در آنچه مىگويى تصديق مىكنيم؟! ليكن بنويس: «باسْمك اللهمّ» (بارالها، به نام تو).
رسول خدا به اين كار راضى شد و من ابا ورزيدم تا اينكه رسول خدا به من گفت: «من راضىام و تو ابا مىكنى!» پس راضى شدم[١].
آيا قائل به رأى از كسانى نيست كه آشنايى با سنّت را ناچيز مىانگارد؛ چراكه عُمَر مىگويد:
بپرهيزيد از اصحاب رأى! زيرا آنان دشمنانِ سنّتاند؛ از اينكه احاديث را حفظ كنند ناتوانند؛ به همين جهت، به رأى [خود] سخن مىگويند، گمراهاند و گمراه مىسازند[٢].
اين تناقضگويىها- ميان سخنان عمر- براى چيست؟ گاه مىبينيم كه از رأى حمايت مىكند و در برابر نص سخنِ پيامبر، آن را تشريع مىكند و جلو صحابه را مىگيرد كه براى پيامبر دوات بياورند و مىگويد: «او هذيان مىبافد» و در زمان ديگر سخنِ ضدِ اين را از او مىشنويم!
آيا اين نصوص بيانگر دو مرحله در سيره عمر نيست؛ گاهى به رأى مىچسبد و گاهى با آن مخالفت مى ورزد؟
قياسگر آن گاه كه وجوه بر وى مشتبه گردد و نداند كدام يك پيش خدا محبوبتر است، چه كند؟
اگر قياس در شريعت آسمانى صحيح است، چرا شرع براى نسبت دادن زنا به مسلمان «حد» واجب ساخت و براى قذف به كفر «حد» واجب نكرد؟!
[١] . المعجم الكبير ١: ٧٢، حديث ٨٢؛ المدخل الى السنن الكبرى ١: ١٩٢، حديث ٢١٧؛ و نگاه كنيد به: فتح البارى ١٣: ٢٨٩.
[٢] . سنن دارقطنى ٤: ١٤٦، حديث ١٢؛ اعتقاد اهل السنّه ١: ١٢٣، حديث ٢٠١؛ فتح البارى ١٣: ٢٨٩؛ المدخل إلى السنن الكبرى ١: ١٩٠، حديث ٢١٣.