منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٨٣ - شيعه و بهرهگيرى از اصول
نقل شده كه نزد سيّد مرتضى هشتاد هزار مجلّد از مصنَّفات و محفوظات و مَقرُوّات (چيزهايى را كه بر اساتيدش خواند و آنان تأييد كردند) وجود داشت.
وَشّاء ذكر مىكند كه وى تنها در مسجد كوفه از نُهصد شيخ حديث شنفت كه هر كدام مىگفتند: برايم حديث كرد جعفر بن محمّد[١].
شيخ طوسى در مقدمه الفهرست مىگويد:
من تضمين نمىكنم كه نام همه كتابها را گرد آوردهام؛ چراكه تصانيف اصحاب ما و اصولِ آنها- به جهتِ كثرت پراكندگى آنان در سرزمينها- به ضبط درنمىآيد[٢].
سيّد محسن امين در اعيان الشيعه از حافظ احمد بن عُقْدَه زيدى كوفى، نقل مىكند كه وى كتاب جداگانهاى را درباره كسانى كه از آنها روايت مىكرد، سامان داد. در آن نام چهار هزار نفر را گرد آورد و مُصنّفات آنان را ذكر كرد، و همه راويان خود را نياورد.
چنين امتيازاتى است كه شيعه را برانگيخت به اصول خويش (از نظر قرائت بر استاد و حفظ و تصحيح) اهتمام ورزد؛ زيرا فقه و حديث شيعه از آن مايه مىگرفت.
شيعه و بهرهگيرى از اصول
شيخ صدوق در مقدمه كتاب مَن لا يَحْضُرُه الفقيه مىنويسد:
چونان مُصَنِّفان قصد نكردم همه آنچه را راويان باز گفتهاند گرد آورم، بلكه به نقلِ احاديثى پرداختم كه طبقِ آنها فتوا مىدهم و صحيحشان مىدانم و معتقدم كه آنها ميانِ من و پروردگارم حجّتاند. آنچه در اين كتاب هست، از كتابهاى مشهورى استخراج شده كه مورد اعتماد و مرجع است؛ مانند كتاب حريز بن عبدالله سِجِستانى، عُبَيدالله بن على حلبى، كتابهاى عَلى بن مَهزيار اهوازى، حسين بن سعيد، نوادر احمد بن محمّد بن عيسى، نوادر الحكمه محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى، كتاب الرحمه سعد بن عبدالله، جامعِ شيخ ما محمّد
[١] . روضه المتقين ١: ٨٧.
[٢] . الفهرست: ٢؛ الذريعه ٢: ١٢٨.