منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٨١ - شيعه و بهرهگيرى از اصول
ظاهر اين است كه هرگز نيازى به اين طريق نيست؛ زيرا بىترديد امثالِ اين كتابها- كه مدار شيعه بر آنها بود- بيشتر از شهرتِ كتب اربعه نزد ما، ميانِ آنان اشتهار داشت.
شكّى در اين نيست كه آوردنِ طريق براى صحّتِ انتساب كتاب به صاحبِ آن است. زمانى كه كتاب متواتر باشد، تمسّك به اخبار آحاد صحيح [براى صحّتِ انتساب] مانند شناساندن خورشيد است به چراغ[١] ...
سپس مىگويد:
مقصود از كتابِ مشيخه، كتابى است كه حسن بن محبوب آن را گرد آورد و اخبار شيوخ- اصحابِ ابو جعفر و ابو عبدالله و ابو الحسنعليهم السلام- را تأليف كرد. وى از كتابهاى ٦٠ نفر از اصحاب ابو عبدالله روايت مىكند كه آنان آنچه را مىشنيدند مىنوشتند و عادتشان اين بود كه هر خبرى را كه مىشنوند هر روز در كتابهايشان بنويسند. اخبار در اين كتابها پراكندهاند؛ زيرا آنان در هر روز، احكام طهارت، نماز، حج، تجارت، نكاح، طلاق، ديات وجز آن را كه مىشنيدند، در كتابهايشان مىنوشتند.
حسن بن محبوب، اخبار شيوخ را بر ترتيب ابواب فقه مرتب ساخت، همان اخبارى كه پراكنده بود و مثل اين كتابهايى كه در دستِ ماست نبود.
سپس اين شيخ آنها را بر اساسِ ترتيب نامهاى شيوخ گرد آورد؛ مثلًا بر ترتيب اسم زراره آنها را جمعآورى كرد و نخست اخبار او را مرتّب آورد، پس از آن اخبار محمّد بن مسلم را مرتّب آورد و همين طور ادامه داد.
فائده اين ترتيب بيشتر بود؛ زيرا اگر خبر زراره را مىخواستند، همه در يك جا جمع بود و امكان مقابله آن با اصلِ زراره وجود داشت، گرچه ترتيب اول نزد ما
[١] . روضة المتّقين ١: ٣٢٧- ٣٢٨.