منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٢٢ - دنباله روى از عمر در تعليل منع تدوين
گفتيم: احاديثى را كه از تو شنيدهايم!
فرمود: آيا كتابى جز كتاب خدا را مىخواهيد؟ امّتهاى پيش از شما گمراه نشدند مگر اينكه با و جود كتاب خدا، كتابهايى را نوشتند!
ابو هُرَيره گفت: اى رسول خدا، آيا از شما حديث نقل كنيم؟
پيامبر فرمود: آرى، از من حديث كنيد، باكى نيست؛ هركه به عمد بر من دروغ ببندد، بايد نشيمنگاهش را براى آتش (دوزخ) آماده سازد[١].
* از ابراهيم تَيْمى نقل شده است كه گفت:
به ابن مسعود خبر رسيد كه نزد مردمى كتابى هست كه برايشان شگفتآور است. وى پيوسته با آنان در ارتباط بود تا اينكه كتاب را برايش آوردند.
ابن مسعود آن كتاب را از بين برد و گفت: اهل كتاب پيش از شما بدان جهت هلاك شدند كه به كتاب هاى علمايشان روى آوردند و كتاب خدا را واگذاشتند[٢].
در نقل ديگر از وى، آمده است:
به كتابهاى علما و اسقفهايشان روى آوردند و تورات و انجيل را رهاكردند تا اينكه كهنه شد و فرائض و احكام آنها از بين رفت[٣].
* از ابى نَضْرَه روايت شده است كه گفت:
به ابو سعيد خُدرى گفتم: آيا برايمان حديث مىنويسى؟!
گفت: هرگز نخواهم نوشت، ليكن از ما حديث فرا گيريد چنان كه ما از پيامبر صلى الله عليه و آله فرا گرفتيم[٤].
و نيز از وى روايت شده كه گفت:
[١] . مسند احمد ٣: ١٢، حديث ١١١٠٧؛ تقييد العلم: ٣٣( متن از اين كتاب است)؛ مجمع الزوائد ١: ١٥١، باب كتابة العلم.
[٢] . سنن دارمى ١: ١٣٣، حديث ٤٦٩؛ تقييد العلم: ٥٣ و ٥٥- ٥٦.
[٣] . شرح نهج البلاغه ١٢: ١٠٢؛ تقييد العلم: ٥٦.
[٤] . تقييد العلم: ٣٧.