منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٤٩ - محور اول رشد و تكامل انديشه خود اجتهادى
در اين سال غَزْوَه خالد بن وليد با بنى جَذِيمَه رخ داد. رسول خدا صلى الله عليه و آله- پس از فتح مكّه- گروههايى را به اطراف مكّه مىفرستاد تا مردم را به اسلام دعوت كنند و آنان را از كشتار باز مىداشت. از جمله اينان، خالدبن وليد بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله وى را به عنوان دعوتگر ونه جنگجو- فرستاد. خالد چون به قرارگاه بنو جَذِيمَه رسيد، آنان سلاح برگرفتند. خالد گفت: سلاحها را بر زمين گذاريد، مردم مسلمان شدند! آنان از سلاحها دست كشيدند، آن گاه خالد دستور داد شانههايشان را ببندند و بسيارى از آنها را از دَمِ تيغ گذراند.
چون اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، دستانش را به آسمان بلند كرد وفرمود:
اللهمّ إنّي أبرأُ إليك ممّا صَنَعَ خالد؛
بارالها، من از كارى كه خالد انجام داد بيزارى مىجويم! سپس على عليه السلام را با اموالى فرستاد تا به امور آنان رسيدگى كند و خونبها و اموالشان را بپردازد ..[١].
اين روش ادامه يافت واين طرز تفكّر در رخدادها و امور، تا زمانِ شيخين حكم مىراند و اثرگذار بود. ابن حجر درباره خالد مىگويد:
خالد بر ابوبكر پيشى مىجُست وكارهايى برخلافِ نظر ابوبكر انجام مىداد[٢].
اسامه و خالد در اين عرصه تنها نبودند بلكه اين روش، خط مشى بسيارى از صحابه بود؛ آنان كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر خلاف كتاب و سنّت، براى خود ديدگاه مىتراشيدند و نظراتشان را به اجرا درمىآوردند. نسبت اين اصحاب رأى و اجتهاد در ميان مهاجران، بسى بيشتر از انصار بود كه غالبشان پيرو تعبّد محض بودند.
اين دسته از صحابه، بذر اوليه اجتهاد و رأى را پاشيدند و در پى آن سنگِ بناى منع تحديث و تدوين را گذاشتند.
[١] . نگاه كنيد به: تاريخ طبرى ٢: ١٦٤؛ البداية والنهاية ٤: ٣١٣- ٣١٤؛ المنتظم( ابن جوزى) ٣: ٣٣١.
[٢] . الإصابه ٢: ٢٥٥، ترجمه خالد بن وليد، رقم ٢٢٠٣.