منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٦٣ - اجتهاداتِ خاصّ عمر
* تميم دارى را با تازيانه مىزند[١].
آرى، علماى اهل سنّت به عدم لزوم پيروى بعضى از صحابيان نخست از بعض ديگر قائل شدند[٢] تا براى عُمَر عذر بتراشند و برخورْد عمر را با آنان توجيه نمايند، و از تأثيرِ مخالفتهاى صحابه- در برابر عُمَر- جلوگيرى كنند.
از نصوص پيشين به دست مىآيد كه عدم لزوم پيروى از صحابه، تنها شامل صحابيانى است كه با عمر مخالفاند. امّا كسانى كه با او موافقت داشتند هالهاى از قداست و عظمت را بر آنها افكندند به گونهاى كه خطاى احدى از خلفا يا پيروانِ آنها را نمىپذيرند، حتّى آنان سيره شيخين را به عنوان مصدرِ تشريعى غير قابل مناقشه قرار دادند؛ با اينكه به عدم عصمتِ آنان معتقدند.
عُمَر با تأكيد بر قياس، مىخواست اجتهادات خويش را صحيح بداند و با اصرارش بر رأى، مىخواست از موقعيتِ برترى در دولت اسلامى برخوردار باشد. از اين روست كه مىنگريم چونان مُشرّعى فتوا مىدهد كه از فتوايش برنمىگردد مگر اينكه با جريانِ فكرى قوى مواجه شود و كلامش با آيه قرآن يا حديثى از پيامبر (كه همه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند) نقد شود. در اين هنگام است كه در برابر سخن وحى كوتاه مىآيد و از رأى خود بازمىگردد.
به نظر مىرسد از اين خاستگاه، قول به «تصويب» در احكام شرعى- در مدرسه خلفا- پديد آمد.
چكيده همه اينها اين است كه: حجيّتِ سخن صحابى و اينكه خليفه مىتواند طبق آنچه مصلحت مىداند فتوا دهد، در مكتب خلفا، حرفِ اول و آخر است؛ در آغاز، اين
[١] . بغيةالباحث عن زوائد مسند الحارث ١: ٣٢٨، حديث ٢١٤( به نقل از كنز العمّال ٨: ٤٩، حديث ٢١٨١٠)؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٢٤٨.
[٢] . نگاه كنيد به: أثر الأدلّة المختلف فيها: ٣٣٩.