منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٣٠ - مرحله سوم
در اين سخن، مىنگريم كه ابوذر به تبليغ آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده پاى مىفشارد، هرچند شمشير بُرّان بر گردنش گذارند! سائل واژه «فُتيا» (فتوا) را مىآورد، و ابوذر به لفظِ «سَمِعْتُها مِن رسول الله» عدول مىكند. اين امر به روشنى تفاوت ميان دو خط مشى را مىنماياند.
آرى، ابوذر و ديگر پيروان مكتب تعبّد محض، اين مسئوليّت را حس كردند و تا آخرين نفس در تبليغ سنّتِ رسول خدا كوشيدند.
چگونه ابوذر اين سخن را نگويد با آنكه در جاهاى زيادى از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بود كه آن حضرت بيم داشت از اينكه امّتش به جهت كينهتوزى با حضرت على عليه السلام به گمراهى افتند و از صراط حق دور شوند و به سنّتهاى ديگران چنگ زنند.
از حَنَش كنانى نقل شده است كه گفت:
از ابوذر، در حالى كه دست به در كعبه آويخته بود، شنيدم كه مىگفت: اى مردم، هركه مرا مىشناسد، منزلتِ مرا مىداند؛ و هركه من برايش ناشناختهام، بداند كه من ابوذرم! شنيدم رسول خدا مىفرمود: مَثَل اهل بيتِ من، مَثَل كشتى نوح است؛ هركه بر آن سوار شود نجات مىيابد و هركه تخلُّف ورزد غرق مىشود[١].
از ابوذر نقل شده كه گفت:
اى امّتى كه پس از پيامبر سر در گم شديد! بدانيد كه اگر آن را كه خدا مقدّم داشت، پيش مىانداختيد و آن را كه خدا مؤخّر داشت، پس مىزديد و ولايت و وراثت را در اهل بيت پيامبرتان اقرار مىكرديد، از بالا و پايين غرق در نعمت مىشديد و ولى خدا تُهى دست (و بىياور) نمىماند و سهمى از فرائض خدا به خطا نمىرفت و هيچ كس در حكم خدا اختلاف نمىكرد مگر اينكه علم آن را نزد ايشان از كتاب خدا و سنّت پيامبرش مىيافت.
[١] . مستدرك الحاكم ٢: ٣٧٣؛ المعجم الأوسط ٥: ٣٥٥، حديث ٥٥٣٤.