منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٢٦ - امام جعفر صادق عليه السلام
پيداست كه حَكَم از عالمانِ صاحب كرسى تدريس بود (و به همين جهت امام او را گرامى مىداشت) و همراهانش «سَلَمة بن كُهَيْل» و «ابو مقدام» نيز چنين بودند (نوشتههاى رجال شناسان درباره آنها مؤيّد اين سخن است) امام عليه السلام كتاب حضرت على عليه السلام را آورد تا سخنِ پيامبر صلى الله عليه و آله را در آن مسئله اختلافى، نشان دهد.
اينكه در روايت آمده است: «فأخْرَجَ كتاباً مَدْروجاً عظيماً» (كتاب بزرگى را- كه در صندوق ويژهاى نگهدارى مىشد- بيرون آورد) نمايانگر اين است كه كتابِ امام على عليه السلام به منزله دائرة المعارف علوم اسلامى به شمار مىآمد، و اهل بيتعليهم السلام به آن اهتمام داشتند و مانند گوهرى نفيس آن را در صندوقچه مخصوص نگهدارى مىكردند تا آسيبى به آن نرسد.
در حديث ديگر از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت:
ابو جعفر صحيفهاى را باز كرد، نخستين چيزى كه در آن به چشمِ من خورد اين مطلب بود: «هرگاه وارث، تنها، فرزند برادر و جد باشد، هر كدام نيمى از مال را ارث مىبرند».
پرسيدم: فدايت شوم، قاضيانِ حكومت قائلاند كه با وجود جدّ، فرزندِ برادر ارث نمىبرد!
فرمود: اين كتاب، به خط على و املاى رسول خداست[١].
آن گاه كه چشم محمّد بن مسلم به اين كتاب افتاد و در آن نگريست و دريافت كه قاضيانِ حكومت براساسِ آن حكم نمىكنند، پرسيد: راز اين صحيفه چيست؟ امام عليه السلام پاسخ داد كه مطالب اين صحيفه از نوشتههاى ساليان اخير نيست كه دستِ تحريف و نسيان و اشتباه در آن راه يافته باشد و بازيچه هوسهاى اشخاص گردد، بلكه صحيفهاى است با املاى پيامبر صلى الله عليه و آله و خط امام على عليه السلام كه از تحريف و غلط مصون ماند.
در روايت ديگرى از ابن عُيَينَه بصرى آمده است كه گفت:
[١] . فروع كافى ٧: ١١٢، باب ابن الأخ والجد، حديث ١.