منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٨٢ - دو توجيه ديگر
اشعرى و امثال آنان را از تحديث بازداشت در حالى كه بيشترشان از برجستگان صحابه و گروه طراز اول در اسلام بودند.
* بعيدتر از اين توجيه، اين سخن است كه گفته شود: نهى و حبس و ضرب و منع، با شخصيّتِ عمر همخوانى و سازگارى ندارد. از آن جهت كه وى خليفه مسلمانان و از صحابيان كِبار بود، بايد شأن او بالاتر و والاتر از اين بدانيم كه چنين اعمالى را مرتكب شود!
حقيقت غير قابل انكار اين است كه خليفه از ديرباز به سخت گيرى و درشتخويى شهره بود[١]، و در زمان خلافت ابوبكر نيز بر همين خوى بود[٢] و چون هنگام خلافت ميدان را گشاده يافت، تازيانه را به دست گرفت؛ يكى را زد و ديگرى را كيفر داد[٣] و سوّمى را به زندان افكند[٤] و چهارمى را تبعيد كرد[٥]. در آغاز خلافتش از خدا خواست كه قلبش را نرم سازد[٦] تا مردم را با تهذيب و ارشاد راهنمايى كند نه با تازيانه و زور!
مورّخان اشكال گونانگونى از عملكرد خليفه را آوردهاند تا آنجا كه در شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد آمده است كه در اخلاق عمر و سخنان وى، زشتى وقلدرى موج
[١] . المصنّف( ابن ابى شيبه) ٣: ١٧١، حديث ١٣٥٢؛ حياة الحيوان( دميرى) ١: ٧١.
[٢] . سنن سعيد بن منصور ٥: ١٣٢، حديث ٩٤٢؛ المصنّف( ابن ابى شيبه) ٦: ٣٥٨، حديث ٣٢٠١٣؛ و جلد ٧، ص ٤٣٤، حديث ٣٧٠٥٦؛ السنّة( خلال) ١: ٢٧٥، حديث ٣٣٧.
[٣] . تاريخ طبرى ٢: ٢٧٠؛ شرح نهج البلاغه ١: ١٨١( و جلد ١٢، ص ٧٥)؛ مآثر الانافة ٣: ٣٣٩؛ وفيات الأعيان ٣: ١٤، ترجمه رقم ٣١٧.
[٤] . المصنّف( ابن ابى شيبه) ٥: ٢٩٤؛ المستدرك على الصحيحين ١: ١٩٣، حديث ٣٧٤؛ تاريخ دمشق ٤٠: ٥٠١؛ معتصر المختصر ٢: ٣٨٠.
[٥] . مسائل الإمام احمد ١: ٤٨٩؛ الطبقات الكبرى ٣: ٢٨٥؛ الاستيعاب ١: ٣٢٦؛ الإصابه ٦: ٤٨٥، ترجمه رقم ٨٨٤٥؛ تذكرة الحفّاظ ٢: ٦٠٩؛ فتح البارى ٤: ٧؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ٩: ٨٩؛ الإصابه ٢: ٥٢١، ترجمه ٢٧٥٤.
[٦] . المصنّف( ابنابىشيبه) ٦: ٥٦، حديث ٢٩٥١١؛ الطبقات الكبرى ٣: ٢٧٤؛ صفوةالصفوه ١: ٢٨٠.