منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧١ - عامل سوم؛ ديدگاه ابن قُتَيْبَه و ابن حَجَر
بىگمان تعداد زيادى از صحابه در عصر پيامبر سواد خواندن و نوشتن را داشتند، گرچه اغلب مردم در آن زمان با كتابت آشنا نبودند، ليكن همان كسانى كه مىدانستند بسنده بود[١].
استاد خطيب بر آن است تا سببِ قانع كنندهاى براى منع تدوين ارائه دهد، از اين رو بعضى از انگيزه هاى كليشه اى را- كه در آنها بر ديگران تاخت- دوباره مىآورد ومىنويسد:
سبب منع تدوين رسمى سنّت در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله جهل مسلمانانِ آن زمان به كتابت و خواندن نبود- در ميان آنان قاريان و كاتبانى بودند كه قرآن را تدوين كردند- بلكه اسباب ديگرى وجود داشت، مهمترين آنها ترس از مشتبه شدن قرآن با سنّت بود، و نيز بدان جهت كه مسلمانان با اشتغال به تدوين سنّت از كتابت قرآن و آموزش و حفظ آن باز نمانند ...[٢].
دكتر عبدالغنى، همين خطا را مرتكب مىشود هنگامى كه در ردّ سخن ابن قُتَيْبَه مىنويسد:
دليل عمده در ثبوت نهى، حديث ابى سعيد خُدرى است و از آن به دست مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى را كه از كتابتِ سنّت بازداشت، اجازه نوشتنِ قرآن داد. اگر علّت نهى، بيمِ خطا در كتابت بود، چگونه پيامبر كتابتِ قرآن را برايشان اجازه داد[٣]؟
سيّد هاشم معروف، مىگويد:
از مجموع اين سخنان روشن گشت كه كتابت ميان مكّيان، آن گونه كه بَلاذِرى- در فتوح البلدان- ادعا مىكند، نادر نبود؛ آنجا كه مىنويسد: «هنگام ظهور
[١] . دراسات فى الحديث النبوى ١: ٧٣.
[٢] . السنّة قبل التدوين: ٣٤٠.
[٣] . حجيّة السنّة: ٤٣٠ و ٤٤٤.