منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٥٦ - امر اول
امّتى كه دهان به دهان روايت مىكند، حق ندارى رواياتِ شفاهى و زبانى آنها را با كتابت ثبت كنى[١].
٥. زندانى ساختن بعضى از صحابه و اعلامِ عمومى بر ترك نقل وتدوين حديث
با وجود اقداماتِ پى در پى و تدابير فراوان، بعضى از بزرگان صحابه آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند روايت مىكردند و به رأى خليفه اعتنايى نداشتند.
در برابر اين حالت، عمر دست بسته نماند، بلكه فرمانهاى تند وسختى صادر كرد كه از نقل و تدوين حديث- به طور قاطع- باز مىداشت. در خطبهاى گفت:
حديث شما بدترين حديث است و كلام شما شَرترين كلام! هركس مىخواهد حرفى بزند بايد به كتاب الله سخن بگويد وگرنه سر جايش بنشيند[٢].
ناقلان حديث پيامبر صلى الله عليه و آله- مانند عمّار، ابو موسى و ...- را تهديد كرد و در اين راستا محدّثان صحابه را در مدينه نگه داشت تا تحت نظرش باشند و بر خلافِ رأى او حديث نقل نكنند. در گزارشاتِ تاريخى آمده است كه عمر بعضى از اصحاب پيامبر را زندانى ساخت، عبدالرحمان بن عوف مىگويد:
عمر نَمُرد تا اينكه سوى اصحاب رسول خدا در سرزمينها پيك فرستاد ... و گفت: نزدم بمانيد! به خدا سوگند، تا زندهام نبايد از من جدا شويد!
آنان در كنار عمر ماندند تا اينكه درگذشت[٣].
[١] . نگاه كنيد به: بحوث مع أهل السنّة والسلفيّه( روحانى): ٩٧؛ تاريخ التشريع الإسلامى( فضلى): ٤٠.
[٢] . اخبار المدينة المنوّره ٣: ٨٠٠.
[٣] . كنز العمّال ١٠: ٢٩٣، حديث ٢٩٤٨٠؛ تاريخ مدينه دمشق ٤٠: ٥٠٠.