منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٦٠ - بيم صحابه از كتابتِ رأى (نه حديث)
سپس از آن- طبق ادّعاى آنها- منع كرد؛ چراكه فرمود: «هركس چيزى نوشته آن را محو كند»[١].
اين مطلب، آنچه را كه صبحى صالح و ديگران گفتهاند نقض مىكند؛ چراكه وى مىگويد:
رسول خدا در آغاز دعوت به اسلام، از بيمِ اختلاط حديث با قرآن، تدوين رانهى كرد. امّا چون قرآن تدوين شد، به تدوينِ حديث اجازه داد[٢].
از سويى، دستور منع يك فرمان حكومتى بود كه شرعيّتِ خود را از سنّت به دست نياورده بود؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به صراحت، مردم را به علم آموزى و نقل حديث و كتابت و تدوين فرامىخواند. آن حضرت بهاى آزادى هريك از اسيران بدر را تعليم كتابت به ده نفر از مسلمانان قرار داد، و بر نشر احاديث خود تأكيد ميورزيد. سخن صبحى صالح و ديگران، ثابت مىكند كه تدوين پس از منع پديد آمد، ليكن خبر گذشته، عكس آن را- به روشنى- اثبات مىسازد.
رسيديم به اينكه منع دو بُعد سياسى و فقهى داشت، و اختلاف در حديث پيامبر (افزون بر عوامل مذهبى) از پيامدهاى اين حكم حكومتى است و ...
همچنين روشن شد كه نظر «گلدزيهر» درست نمىباشد؛ چراكه مىگويد:
اهل رأى، احاديث نهى از كتابت را جعل كردند و اهل حديث، به ساخت احاديثى پرداختند كه به ثبت حديث فرامىخواند[٣].
گرچه نقش داعيانِ رأى (در زمان پيامبر به طور پنهانى و در زمان حكومت خلفا به طور علنى) در جعل احاديث نهى، انكار ناشدنى است؛ امّا پديده نقل و تدوين حديث، از پايههاى اسلام به شمار مىرود، بزرگان صحابه به آن عمل كردهاند و رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را
[١] . صحي- ح مسلم ٤: ٢٢٩٨، حديث ٣٠٠٤؛ سنن دارمى ١: ١٣٠، حديث ٤٥٠؛ مسند احمد ٣: ١٢، حديث ١١١٠٠.
[٢] . علوم الحديث ومصطلحه: ٧- ٩؛ السنّة قبل التدوين ٥٣: ٣٠٦- ٣٠٧.
[٣] . نگاه كنيد به: دراسات فى الحديث النبوى: ٨٢.