منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٠١ - نقد و بررسى
* از ابى قِلابَه نقل شده است كه ابن مسعود گفت: به علم بچسبيد پيش از آنكه (از ميانتان) گرفته شود! گرفته شدن علم به اين است كه اهلِ آن از ميان بروند، هيچ كدامتان نمىدانيد كى بدان نياز مىيابيد! به زودى گروههايى را مىيابيد كه شما را به كتابِ خدا دعوت مىكنند در حالى كه آن را پشت سرشان انداختهاند[١].
* مَعْن مىگويد: عبدالرحمان بن عبدالله بن مسعود كتابى را آورد و سوگند خورد كه پدرش آن را با خطِ خودش نوشته است[٢].
* در فصل (قرائت) از كتاب صحيح بخارى به نسخهاى اشاره شده كه نزد بخارى بوده يا از روى آن نوشته است و از اصحابش حكايت مىكند كه آنان براى طلب علم و تدوين آن مىكوچيدند[٣].
* از شَعْبى نقل شده است كه گفت: در پهنه گيتى كسى را چون «مسروق» كوشا در طلبِ علم سراغ ندارم؛ اصحاب عبدالله بن مسعود (آنان كه سنّت را براى مردم مىخواندند و آموزش مى دادند) علقمه بود و مسروق و ...[٤].
* ابن عيّاش مىگويد: شنيدم مُغيره مىگفت: حديث از على را تصديق نمىكند به جز كسانى از اطرافيان عبدالله بن مسعود[٥] (همچون عَلْقَمَه، كه به حبّ على معروف بودند).
* در تاريخ فَسَوى آمده است: نوه ابن مسعود پيشِ معن كتابى را آورد كه به خط پدرش عبدالرحمان بود كه روايات ابن مسعود وپاره اى از آراى فقهى وى را در برداشت[٦].
[١] . تذكرة الحفّاظ ١: ١٦؛ مجمع الزوائد ١: ١٢٦؛ الجامع( معمر بن راشد) ١١: ٢٥٢، حديث ٢٠٤٢٦؛ اعتقاد اهل السنّة ١: ٨٧، حديث ١٠٨.
[٢] . جامع بين العلم ١: ٧٢؛ و بنگريد به، المصنّف( ابن ابى شيبه) ٥: ٣١٣، حديث ٢٦٤٢٩.
[٣] . به نقل از الدراسات( دكتر اعظمى): ١٢٧.
[٤] . جامع بيان العلم وفضله( ابن عبدالبرّ) ١: ٩٤؛ تهذيب الكمال ٢٧: ٤٥٤؛ سير أعلام النُبَلاء ٤: ٦٥.
[٥] . صحيح مسلم ١: ١٣، حديث ٧؛ المدخل الى السنن الكبرى ١: ١٣٢، حديث ٨٢.
[٦] . تاريخ فَسَوى ٣: ٢١٥؛ الدراسات: ١٥٤.