منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٩٩ - عامل هفتم؛ ديدگاه بيشتر نويسندگان شيعه
چكيده سخن بيشتر نويسندگانِ شيعه- درباره منع تدوين حديث اين است كه نهى از آن براى محدود ساختنِ نشر فضائل اهل بيت عليهم السلام و ترس از شهرت يافتن احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله درباره فضل على عليه السلام و فرزندانش[١] و آنچه كه بر امامت آنها دلالت مىكند[٢]، صورت گرفت. اين امر در زمانِ معاويه- كسى كه مردم را به لعن امام على در خطبههاى نماز جمعه بر منابر مسلمانان فرا مىخواند- شدّت پيدا كرد[٣].
اين عامل از وضعيّت امّت اسلامى- پس از پيامبر- و ساختار سياسى، اجتماعى سازمان خلافت به دست مىآيد و اينكه فعاليّت فرهنگى از تحركات سياسى جدا نمىباشد. از آنجا كه خليفه نمىخواست در نظام جديد جايگاهى به اهل بيت دهد- بلكه مىكوشيد آنچه را تكيهگاه آنهاست از ايشان بگيرد- بنابراين بعيد نمىنمايد كه تصميمهاى اخير عمر بن خطّاب در منع تدوين حديث، بدين منظور باشد.
اين نظريه به آنچه خطيب بغدادى از عبدالرحمن بن اسود از پدرش نقل كرده استوار مىشود، وى مىگويد:
علقمه كتابى را از مكّه يا يمن آورد، جزوهاى كه در آن احاديثى از اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله وجود داشت. از عبدالله [بن مسعود] اجازه خواستيم و بر او درآمديم و آن جزوه را به او داديم. وى كنيزش را صدا زد، آن گاه طشتِ آبى خواست. گفتيم: اى ابا عبدالرحمان، در آنها بنگر! چر اكه احاديثِ خوبى در ميانشان هست! پس آنها را در آب محو مىكرد و مىگفت: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ[٤])
[١] . دراسات فى الحديث والمحدِّثين: ٢٢؛ تاريخ الفقه الجعفرى: ١٣٤.
[٢] . تدوين السنّة الشريفه: ٤١٥ و ٤٢١ و ٤٧٠ و ٥٣٤ و ٥٥٧؛ الشيعة الاماميّة ونشأة العلوم( دكتر علاء قزوينى): ١٢٣- ١٢٤.
[٣] . معالم المدرستين ٢: ٥٧؛ الصحيح من السيرة( سيّد جعفر مرتضى) ١: ١٧٧؛ نيز بنگريد به، شرح نهج البلاغه ٢٠: ١٧؛ جواهر المطالب( ابن دمشقى) ١: ١٤٠.
[٤] . يوسف/ ٣.