منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٢ - پاسخ سؤال دوم
سيرهنويسان نوشتهاند كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله ٢٦ يا ٤٢ يا ٤٥ كاتب وحى وجود داشت[١].
آن گاه كه اين تأكيد بر آموزش و آموختن و خواندن و نوشتن را به آنچه پيش از اين آورديم (كه پيامبر صلى الله عليه و آله به كتابت و تدوين دستور داد و صحابه در عصر آن حضرت و مدتى پس از او تا زمانى كه ابوبكر از آن نهى كرد، به اين كار دست يازيدند) ضميمه كنيم، در مىيابيم كه نسبت منع تدوين و نقل حديث به رسول خدا صلى الله عليه و آله مغالطهاى است كه با هدفِ زشت نماياندن اسلام صورت گرفت و بهانهاى براى دشمنان اسلام شد كه بگويند مسلمانان با علم، مخالفاند و تحديث از پيامبر و تدوين سنّت را نمىپسندند؛ زيرا مىنگريم كه آنان موضعشان را نقض مىكنند و بعدها به تدوين سنّت مىپردازند! اگر تدوين جايز نبود، چرا از آن بازداشتند؟ و اگر ممنوع بود، چرا به تدوين آن دست يازيدند؟!
آرى، قول به منع كتابت و تدوين در تناقض است با آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه فرمود:
«اكتبوا»[٢]
(بنويسيد)،
«قَيِّدوا»[٣]
(علم را با نوشتن ماندگار سازيد)،
«اكتُب فوالذي نفسي بيده ما خَرَجَ منه إلّا الحقّ»[٤]
(بنويس! سوگند به كسى كه جانم به دستِ اوست جز حق از آن بيرون نيايد)،
«استَعِن علي حفظك بيمينك»[٥]
(از دستت براى حافظهات يارى بخواه) مانند اين سخنان بسيار است و ما نمىخواهيم در اين زمينه سخن به درازا كشد.
[١] . نگاه كنيد به: سيره حلبي ٣: ٤٢٢.
[٢] . صحيح بخاري ١: ٥٣، حديث ١١٢؛ صحيح مسلم ٢: ٩٨٨، حديث ١٣٥٥؛ سنن ترمذي ٥: ٣٩، حديث ٢٦٦٧.
[٣] . المستدرك علي الصحيحين ١: ١٨٨، حديث ٣٦٢.
[٤] . المستدرك علي الصحيحين ١: ١٨٧، حديث ٣٥٩؛ تقييد العلم: ٨٠- ٨١؛ مسند احمد ٣: ١٦٢؛ سنن دارمي ١: ١٣٦، حديث ٤٨٤؛ جامع بيان العلم ٧: ١.
[٥] . سنن ترمذي ٥: ٣٩، حديث ٢٦٦٦؛ المعجم الأوسط ١: ٢٤٥، حديث ٨٠١( و جلد ٣، ص ١٦٩، حديث ٢٨٢٥).