منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٨٤ - شيعه و بهرهگيرى از اصول
بن حسن بن وليد، نوادر محمّد بن ابى عُمَير، كتاب المحاسن احمد بن ابى عبدالله بَرقى، رساله پدرم به من، و ديگر اصول و مُصَنَّفاتى كه طُرُق من به آنها در فهرستِ كتابهايى كه از مشايخ و پيشينيانم برايم روايت شده، معروف است.
و نهايت توانم را در اين راستا به كار بردم، از خدا يارى مىخواهم و بر او توكُّل دارم و از تقصيرِ خويش آمرزش مىطلبم[١].
محقّق حلّى در المعتبر مىنگارد:
از امام صادق عليه السلام نزديك به چهار هزار نفر روايت كردهاند، و با تعليماتِ آن حضرت فقهاى انديشمند بسيارى پديد آمدند؛ مانند زُرارة بن اعْيَن و دو برادرش- بُكَيْر و حُمْران- جميل بن دُرّاج، محمّد ابن مسلم، بُرَيد بن معاويه، دو هِشام، ابو بصير، عبيدالله، محمّد و عِمران حَلَبى، عبدالله بن سِنان، ابو صباح كِنانى و ديگر شخصيتهاى برجسته، حتّى از پاسخ پرسشهايى كه آن حضرت داد چهار صد كتاب نگاشته شد كه آنها را «اصُول» مىنامند.
سپس مىگويد:
فاضلانى جزو شاگردانِ امام جواد عليه السلام بودند؛ مانند حسين بن سعيد و برادرش حسن و [احمد بن] محمّد بن ابى نصر بَزَنطى، و احمد بن محمّد بن خالد برقى، شاذانِ بن فضل قمى، ايّوب بن نوح بن دُرّاج، احمد بن محمّد بن عيسى، و ديگران كه تعدادشان زياد است و سخن را طولانى مىسازد، و كتابهاشان هماكنون ميان اصحاب نقل مىشود و بر علم فراوانى دلالت دارد[٢].
آن گاه مىنويسد:
از كتابهاى اين بزرگان بر نقلهايى بسنده كردم كه در آن، كوشش آنها آشكار بود و اهتمامشان دريافت مىشد و محلِ اعتمادشان به شمار مىرفت.
[١] . من لا يحضره الفقيه ٢: ١- ٤.
[٢] . المعتبر ١: ٢٦- ٢٧؛ بنگريد به، وسائل الشيعه ٣٠: ١٠٩.