منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٨١ - ٤ حُذيفة بن يمان (م ٣٦ ه-)
٢. ابَى بن كعب انصارى (م ٢٢ ه-)
ابو العاليه از ابَى بن كعب روايت مىكند كه وى نسخههاى بزرگى در تفسير داشت[١].
پيش از اين آگاه شديم كه رأى ابى بر خلاف نظر خليفه بود، و بر عدم برترى علمى خليفه تصريح مىكرد و منعِ او را از نقل حديث و قرائتِ قرآن، نپسنديد.
٣. مُعاذ بن جبل (م ١٨ ه-)
رسول خدا صلى الله عليه و آله مُعاذ را به يمن فرستاد و هم زمان نامهاى درباره صدقات برايش نوشت كه در آن احاديثى بود[٢].
نامه پيامبر صلى الله عليه و آله به مُعاذ درباره صدقات، نزد موسى بن طلحه بود[٣] و كتابهاى مُعاذ پيش ابن عائذ[٤].
اين نصوص- همگى با هم- بر تدوين معاذ و مُدوِّنات او و بقاى آنها دلالت مىكند، با آنكه خليفه احاديث را سوزاند و از تدوين منع كرد و تهديد نمود.
در صفحات پيشين، موضع مُعاذ نسبت به عمر درباره قصاصِ مسلمان براى قتل ذمّى و رجم زنى كه دو سال پس از غيبت شوهر فرزند زاييد، بيان شد.
٤. حُذيفة بن يمان (م ٣٦ ه-)
سخن حُذَيفه با عُمَر گذشت كه مىگفت: وى، حق را خوش ندارد و فتنه را مىپسندد و به آنچه نديده شهادت مىدهد و بى وضو نماز مىگزارد و در زمين برايش چيزهايى است كه براى خدا در آسمان نيست!
[١] . التفسير والمفسّرون ١: ١١٥؛ الدراسات( اعظمى): ١٠٠.
[٢] . سيره ابن هشام ٤: ١٠١٠؛ حلية الأولياء ١: ٢٤٠؛ الأموال( ابى عبيد): ٢٧ و ٣٧.
[٣] . مسند احمد ٥: ٢٢٨، حديث ٢٢٠٤١( متن حديث از اين مأخذ است)؛ سن- ن دارقط-- نى ٢: ٩٦، حديث ٨.
[٤] . دلائل التوثيق المبكّر: ٤١٨؛ المحدّث الفاضل: ٤٩٨.