منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٣٦ - انگيزههاى تحريف و انحراف
امّا معاويه- و هم نوعانش- قصّه سرايان و دروغ پردازان را به خدمت گرفت و به آنان اموالِ فراوانى را بخشيد تا عليه امام على عليه السلام حديث جعل كنند و به بدگويى و طعن درباره حضرت على عليه السلام دامن زنند.
* به سَمُرَة بن جندب، چهل هزار دينار داد تا روايت كند اين سخن خداى متعال: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ...[١]) (ظاهر سخن بعضى از مردم تو را به شگفتى وامىدارد) درباره حضرت على عليه السلام نازل شد[٢].
* عمرو بن عاص را در طمع ولايتِ مصر انداخت تا او را در جنگ با حضرت على عليه السلام همراهى و پشتيبانى كند.
* اين حديث مشهور پيامبر صلى الله عليه و آله را كه فرمود: «اى عمّار، تو را گروهى ياغى و ستمگر مىكشند» تأويل كرد به اينكه مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله، حضرت على عليه السلام است؛ چراكه او عمّار را ميانِ نيزهها و تيرها افكند.
بر اين اساس، مىتوانيم بگوييم كه: سردمداران مكتب اجتهاد، متكبّرانِ شادخوار بودند، و سرانِ مكتب تعبّد محض، فقراى ستم ديده؛ از اين رو تصوّر تحريف از سوى مظلومان تحت ستم- در حالى كه زمام امور به دست خلفا بود- امكان ندارد.
محمّد بن وزير يمانى در پژوهشى به بررسى احاديث معاويه و عمرو عاص و مُغِيرة بن شعبه مىپردازد و ضمن اين تحقيق به اين نتيجه مىرسد كه احاديثِ روايت شده از اين سه نفر، يكى است[٣].
اين پژوهش، مدعاى ما را اثبات مىكند؛ اينكه فقه آنفين (گردن فرازان) فقه واحدى است كه در يك كانال مىريزد و وحدت نگرش ميان آنان را مىنماياند.
[١] . بقره/ ٢٠٤.
[٢] . شرح نهج البلاغه ٤: ٧٣؛ النصائح الكافية: ٧٦.
[٣] . نگاه كنيد به: توضيح الأفكار ٢: ٤٥٣- ٤٦٤؛ الروض الباسم ٢: ١١٣- ١٢٩.