منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٣٤ - انگيزههاى تحريف و انحراف
اين معنا در اين حديث شريف آمده است كه:
أَخْسَرُ الناس مَن باع آخرتَه بدنياه، وأَخْسَر من ذلك منه مَن باع آخرتَه بدنيا غيرِه[١]
؛ زيانكارترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنياى خود بفروشد، و زيانكارتر از او كسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگران از كف بدهد.
اين پديده به صورت خطرناكى در دوره عثمان بارز شد- گرچه در دوره ابوبكر و عمر به صورت محدودى وجود داشت- زيرا عثمان زمينه را چنان آماده ساخت كه خلافتِ اسلامى، چونان حكومت كسرا و قيصر شود و در اين راستا مسئوليتها و ولايتها را به خويشاوندانش سپرد و تُيولى را به آنها واگذارد و اموال (و دارايىها) را به آنان داد تا آنجا كه نقل شده هنگام مرگِ بعضى از آنها، طلاى ميراثشان با تبر قطعه قطعه مىشد[٢].
در تاريخ ثبت است كه عثمان خمس [درآمد] آفريقا و فدك را به عبدالله بن ابى سرح[٣] و مروان بن حكم[٤] بخشيد.
اين گونه بخششها به خويشاوندان، براى آن بود كه آنان از نگرشها و آراى عثمان حمايت و دفاع كنند، همان موضعگيرىها و منشهايى كه منجر شد ميانِ مسلمانان شكاف افتد و سپس بر عثمان يورش آورند و او را بكشند.
آرى، بعضى از اين نشانهها در آغاز خلافت ابوبكر ظاهر شد؛ آن گاه كه خالد بن وليد جامه خز پوشيد و عمامهاى كه با تيرها آن را آراسته بود- از روى غرور- بر سر نهاد. تا
[١] . مواهب الجليل ١: ٤١؛ در مآخذ روايى شيعه آمده است:« شرّ الناس ...»( شرترين مردم ...) نگاه كنيد به: من لا يحضره الفقيه ٣: ٣٥٣؛ اختص- اص شيخ مفي- د: ٢٤٣؛ وسائ- ل الشيعه ١٦: ٣٤، ذيل حديث ٢٠٩٠٢.
[٢] . الطبقات الكبرى ٣: ١٣٦.
[٣] . تاريخ طبرى ٢: ٦٥١.
[٤] . الطبقات الكبرى ٣: ٦٤.