منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٩٥ - بيم و تثبيت
امّا طهارتِ كتاب مبين و صيانت آن از آنچه گفته شد، معلوم است؛ چراكه قرآن از نزد خداى داناست و در نزد او عَلى و حكيم است [آسمانى است و آكنده از حكمت] باطل از هيچ سو در آن راه ندارد.
و امّا طهارتِ عترتِ طيّبه، از آن روست كه خدا پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان ساخت، نه باطل را بر زبان مىآورند و نه به آن دست مىيازند و نه به آن فرا مىخوانند؛ اينان همان صادقاناند كه خدا به مؤمنان فرمان داد با آنان باشند[١]، اگر چنين نبود آنان را همتاى قرآن قرار نمىداد؛ زيرا قرآن را جز پاكان مَس نمىكند[٢].
ابن حجر مكّى، پس از نقل دعائى از امام سجّاد عليه السلام در الصواعق سخنى دارد، مىگويد:
خَلَفِ اين امّت به كجا پناه مىبرند؟ اعلامِ اين ملّت از ميان رفت و امّت دچار تفرقه و اختلاف شد، بعضى بعض ديگر را تكفير مىكنند، در حالى كه خدا مىفرمايد:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ...[٣]؛
چونان كسانى نباشيد كه پس از آمدنِ دلايلِ روشن، در وادى تفرقه و اختلاف افتادند.
كيست كه بر ابلاغِ حجّت و تأويل حكم، كانون رجوع باشد مگر همتايانِ كتاب و فرزندان ائمّه هدى و چراغهاى فروزانِ شبهاى تار؛ كسانى كه خدا بر بندگانش به آنان احتجاج كرد و خلق را رها و بىحجّت وانگذاشت؟!
آيا مىتوان يافت و شناخت كه آنان در غير شاخههاى شجره مباركه و بقاياى برگزيدگانى باشند كه خدا پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان كرد، و از آفتها آنها را مصون داشت و مودّتشان را در قرآن واجب ساخت[٤]؟!
[١] ١. يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و كونوا مع الصادقين( توبه/ ١١٩)
[٢] . جامع أحاديث الشيعه ١: ٨٣( به نقل از نسيم الرياض ٣: ٤٠٩).
[٣] . آل عمران/ ١٠٥.
[٤] . جامع احاديث الشيعه ١: ٨٤( به نقل از صواعق، ص ١٥٠) در چاپ جديد صواعق( جلد ٢، ص ٤٤٤) به جاى« الا أعدال الكتاب»،« إلى أهل الكتاب» آمده است.