منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٤١ - عامل اخي- ر؛ باور ما
از عمر رسيده كه واژه (الْأَنْصارِ)* را در آيه ١٠٠ سوره توبه وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ ... مرفوع خواند و «واو» را قبل از (الَّذِينَ) نياورد. زيد بن ثابت آيه را برايش اين گونه قرائت كرد (مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ ...) عمر گفت: (الذين اتبعوهم بإحسان) زيد گفت: اميرالمؤمنين داناتر است. عمر گفت: ابَى بن كعب را بياوريد! او را آوردند، در اين باره از او پرسيد، پاسخ داد: به خدا سوگند، من بر رسول خدا اين گونه قرائت كردم: (وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ) و تو در آن روز در «بقيع غَرْقَد» ساكن بودى. عمر گفت: شما قرآن را حفظ كرديد و ما از ياد بُرديم، فراغت داشتيد و ما گرفتار شديم، حاضر بوديد و ما غايب ...[١]
و در اين تنگنا منع از تحديث و تدوين، بهترين راه براى بستن دروازه اعتراضات وبهترين شيوه براى ايستادگى در برابر فشارها بود. به همين جهت، خلفا پس از فرمانِ كاستن از حديث (و روى نياوردن به آن در حد امكان) به تهديد و زندانى ساختنِ محدّثان دست يازيدند.
٣. خلفا، بعدها، براى خودشان نوعى منبع تشريع (/ حق قانون گزارى) قائل شدند تا آنجا كه نخست سيره شيخين در كنارِ قرآن و سنّت مطرح شد و سپس تشريعات ديگرى پديد آمد، وهمه اينها براى تثبيت حاكميّت تشريعى خلفا- در كنار حاكميّت سياسى آنها- صورت گرفت.
اين سخن عمر درباره نماز تراويح كه
«نعمة البدعة هي»[٢]
(بدعتى بجا و پسنديده است) و درباره متعه كه گفت: «متعه نساء و حج در زمان پيامبر بودند و من از آن دو
[١] . جامع البيان ١١: ٧؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٣٠٥؛ الدرّ المنثور ٣: ٢٩٦؛ الكشف والبيان ٥: ١٨٣( در اين مأخذ، ذيل خبر مذكور آمده است)؛ و بنگريد به، المحتسب( ابن جِنِّى) ١: ٣٠٠.
[٢] . صحيح بخارى ٢: ٧٠٧، حديث ١٩٠٦؛ صحيح ابن خزيمه ٢: ١٥٥، حديث ١١٠٠؛ السنن الكبرى( بيهقى) ٢: ٤٩٣.