منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٥٩ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
چنان كه پروردگارت- به حق- از خانهات بيرون آورد، در حالى كه ناخوشايندِ دستهاى از مؤمنان بود. پس از روشن شدن حق، با تو درباره آن مجادله مىكنند، گويا مىنگرند كه سوى مرگ رانده مىشوند!
و آن گاه كه خداى بزرگ خواست با ذكر عذر پيامبر- در اصرارش بر قتال و بىتوجهىاش به قافله و اصحاب آن- قانعشان سازد، فرمود:
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ...[١]؛
سزامند هيچ يك از انبياى الهى نيست كه [براى فديه ستانى از دشمن] اسير بگيرد مگر اينكه شمار زيادى از آنان را بكشد.
پيامبر شما- مانند ديگر انبياى الهى- اسير نگرفت مگر پس از كشتارِ شمارى از دشمنان! و به همين جهت وقتى اسارت ابو سفيان و يارانش را از دست داد ... تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ...[٢]) (شما متاع دنيا را مىخواستيد و خدا آخرت را مىخواست) باكى نداشت؛ زيرا شوكت دشمنانش را از بين برد (و جنگاوران آنها را از پا درآورد) ... وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[٣]) (و خدا عزيز و حكيم است) و عزّت و حكمت در آن روز اقتضا مىكرد كه شكوهِ دشمن فرو ريزد و آتشافروزىاش خاموش گردد.
آن گاه خدا تهديد مىكند كه: لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ ...[٤]) اگر در علم ازَلى خدا نگذشته بود كه از قافلهگيرى و اسارتِ يارانِ آن بازتان دارد، شما آن قوم را به اسارت درمىآورديد و قافلهشان را مىگرفتيد، و اگر پيش از آنكه شمار زيادى از آنها را بكشيد به اين كار دست مىيازيديد ... لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ[٥]) عذاب بزرگى شما را دربر مىگرفت.
[١] . انفال/ ٦٧.
[٢] . انفال/ ٦٧.
[٣] . ادامه آيه ٦٧ سوره انفال.
[٤] . انفال/ ٦٨. لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
[٥] . ادامه آيه ٦٨ سوره انفال.