منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٩٩ - جمع ميان حج و عمره
مخلوط مىكرد و به بچه شترانش مىخوراند، گفت: عثمان بن عفّان از قِران ميان حج و عمره نهى مىكند!
على عليه السلام در حالى كه اثر آرد و علف در دستانش نمايان بود (و اين صحنه را من از ياد نمىبرم) به راه افتاد تا اينكه بر عثمان درآمد و پرسيد: آيا تو از جمع ميان حج و عمره نهى مىكنى؟
عثمان گفت: اين يك رأى (و نظر) است!
على خشمگين شد در حالى كه براى حج و عمره- با هم- لبّيك مىگفت[١].
و در سنن نسائي از قول سعيد بن مسيّب چنين آمده است:
على عليه السلام و عثمان سوى حج روانه شدند، چون در راه به جايى رسيديم عثمان از تمتّع نهى كرد.
على گفت: هنگامى كه عثمان رهسپار شد، روانه شويد. سپس على و اصحاب او براى «عُمره» لبّيك گفتند، و عثمان آنان را بازنداشت.
على گفت: آيا اين خبر درست است كه تو از «تمتّع» نهى مىكنى؟
عثمان پاسخ داد: آرى.
على فرمود: مگر نشنيدى كه رسول خدا «تمتّع» مىكرد؟
عثمان پاسخ داد: چرا[٢].
سندى در حاشيه سنن نسائى مىنويسد:
[١] . الموطّأ ١: ٣٣٦، حديث ٧٤٢.
[٢] . سنن نسائى ٥: ١٥٢، حديث ٢٧٣٣؛ سنن دارقطنى ٢: ٢٨٧، حديث ٢٣١؛ المستدرك على الصحيحين ١: ٦٤٤، حديث ١٧٣٥( حاكم مىگويد اين حديث صحيح است بر شرط بخارى و مسلم و آن دو نياوردهاند).