منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣١٧ - تأثير آرا بر فقه
و چنين است سخن كسانى كه به جزئيّت «حى على خير العمل» در اذان، قائلاند، آنان از مدركى برخوردارند.
و همچنين ديگر احكام شرعى كه در آنها با اهل بيت مخالفت شده است.
بر اين اساس، بازگشتِ بعضى از اختلافاتِ صحابه در احكام، به گرايشها و خط و مشىهاست و به آنچه آن را اصل دانستند و دليل قرار دادند. همه آنها اجتهادات محض نمىباشد؛ به ويژه در مسائلى كه با مكتب اهل بيت هماهنگاند.
اين مطلب، وجودِ صحابهاى را اثبات مىكند كه اصول و ادلهاى داشتن-- د ك-- ه- على رغم همه شرايط نامناسب- به آنها ملتزم بودند.
با وجود اين حقايق، چگونه ممكن است كسى ادعا كند كه اين روايات، ضعيفاند و از سوى بىدينان در فقه داخل شدهاند! و ديگر اقوالى كه حجّتى آن را تقويت نمىكند و بر دليلى استوار نمىباشد.
بزرگانِ صحابه، ضمن استدلالشان به قرآن و سنّت پيامبر (نه چيز ديگر) مىخواستند ديگران را روشن سازند كه در اينجا خط مشيى هست كه هنگام نبودِ نص و عدم دست رسى به آن و حتّى با وجود نص، به رأى دست مىآويزد! پس اينك هركه مىخواهد به قرآن و حديث تعبُّد ورزد، و هركه مىخواهد به رأى بچسبد و نص را قربانى كند!
براى تطبيق، حكم زنى را وارسى مىكنيم كه بعد از طواف كعبه حيض شده است؛ آيا پيش از آنكه پاك شود مىتواند كوچ كند (و از منى به مدينه رود) يا نه بايد منتظر بماند؟
عمر دستور داد زنى كه حيض شد بايد منتظر بماند تا پاك شود، آن گاه طواف وداع كند؛ و پيش از پاكى، رفتن را به او اجازه نداد[١].
از زيد بن ثابت و ابن عمر معروف است كه اين دو نفر از رأى عمر متأثر شدند و به آنچه وى در اين مسئله گفت فتوا دادند.
[١] . موسوعة فقه زيد بن ثابت: ١٠٧( به نقل از المغنى ٣: ٤٦١)؛ المجموع ٨: ٢٢٩.