منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٥٨ - تدوين كدام حديث در عصر ابن عبدالعزيز؟!
تدوين كدام حديث در عصر ابن عبدالعزيز؟!
سياست نقش بزرگى در صدور اين احاديث و غير آن دارد. احاديثى چون «العشرةُ المبشّرة» (ده نفرى كه وعده بهشت داده شدند)، «عدالت همه صحابه» و ... اين احاديث مسلك تعدّد آرا را كه بذر آن به وسيله ابوبكر و عمر (هنگام منعشان از حديث و تدوين) پاشيده شد، روشن مىسازند.
شيوع پديده حديث محورى نزد بعضى از صحابه، و رأى محورى نزد بعض ديگر، و اختلاط هر دو نزد فرقه سوّم ... سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را با آثار صحابه آميخت ودرهم و برهم شد، خشك و تر با هم سوخت و درست و نادرست به هم آميخت و سنّت با سيره عمومى مردم، مخلوط گشت.
عمر بن عبدالعزيز خواست سيره شيخين را استوار سازد تا شريعتِ عملى مسلمانان باشد. وى به ابوبكر بن عَمْرو بن حَزْم مىنويسد:
حديث پيامبر يا سنّت آن حضرت يا حديث عَمْرَه را مد نظر قرار داده و آن را بنويس، چراكه بيم دارم علم و عُلَما از ميان بروند[١].
در نقل ديگر آمده است:
«و حديث عُمَر»[٢]،
و در نقل سومى هست كه ابن عبدالعزيز خواست احاديثى كه نزد عَمْرَه (دختر عبدالرحمان) و قاسم بن محمّد وجود دارد برايش نوشته شود، او نيز اين كار را كرد[٣].
در كتاب حلية الأولياء به نقل از حاطب بن خلايف بُرجُمى آمده است:
[١] . صحيح بخارى ١: ٤٩؛ طبقات ابن سعد ٨: ٤٨٠؛ سنن دارمى ١: ١٣٧، حديث ٤٨٨؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ١٧: ٢٥١؛ تقييد العلم: ١٠٥- ١٠٦( متن از اين مأخذ است).
[٢] . سنن دارمى ١: ١٣٧، حديث ٤٨٧.
[٣] . الطبقات الكبرى ٢: ٣٨٧؛ الجرح والتعديل ١: ٢١( و جلد ٩، ص ٣٣٧)( متن از اين مأخذ است)؛ تهذيب الكمال ٣٣: ١٤٠.