منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٧٦ - نمونههايى از گستره دو مكتب
اكنون نص ديگرى را درباره «ماجراى تقسيم زمينهاى مفتوح العَنْوَة در عراق و مصر، در روزگار عمر» در اين راستا مىآوريم.
در قرآن آمده است كه خمس اين غنايم مالِ بيت المال است تا در مواردى كه آيه معيّن ساخته، به مصرف برسد:
... أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى ...[١]؛
هر غنيمتى را كه به چنگ آوريد، خمس آن از آنِ خدا و رسول و ذى القربى (خويشاوندان پيامبر) است ...
و چهار قسمت باقى مانده، ميان مجاهدان- از بابِ عمل به مفهوم آيه و فعل پيامبر صلى الله عليه و آله در خيبر- تقسيم مىگردد.
مجاهدان- طبق همين عادت- نزد عُمَر آمدند و خواستند كه خمس (يك پنجم) اموال را براى خدا (و كسانى كه در آيه نام برده شده) بيرون آورد و بقيه آن را ميان آنان تقسيم كند.
عُمَر گفت: مسلمانانى كه بعدها مىآيند چه كنند؟ در مىيابند كه زمين با كارگرانش تقسيم شده و از پدران به ارث رسيده و حيازت شده است! اين نظر درستى نيست!
عبدالرحمن بن عوف گفت: پس حكم در اين باره چيست؟ زمين و كارگر آن جزو «فيء» مىباشد كه [بر اساس قرآن] خدا به مسلمانان بازگردانده است.
عُمَر گفت: چنين است كه مىگويى، ولى من اين عقيده را ندارم!
مجاهدان بر عُمَر گرد آمدند و گفتند: آنچه را خدا به شمشيرهايمان به ما بازگردانده، براى قومى نگه مىدارى كه هنوز به دنيا نيامدهاند؟!
عُمَر بيش از اين نمىگفت كه: اين نظرِ من است!
آنان همه گفتند: رأى، رأى توست[٢].
[١] . انفال/ ٤١.
[٢] . معالم المدرستين ٢: ٢٨٦( به نقل از المدخل إلى علم اصول الفقه: ٩٠- ٩١) و نگاه كنيد به: الاجتهاد فى الشريعة الإسلاميّة: ١١١.