منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٦٧ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
درگوشى گفتم. بر آن حضرت سخت گران آمد و چهرهاش دگرگون شد و به حدّى خشمناك شد كه آرزو كردم كاش آن خبر را نرسانده بودم.
سپس آن حضرت فرمود: موسى بيشتر از اين اذيت شد، و بُردبار ماند[١].
از طلحه و يك صحابى ديگر (بنا بر تحقيق، و روايت سُدِّى وى عثمان است) رسيده است كه گفتند: آيا وقتى ما بميريم محمّد زنان ما را نكاح مىكند و ما نبايد پس از مرگ او زنانش را بگيريم؟! اگر مُرد زنانش را به قرعه مىستانيم[٢]! (در نصّ ديگرى سخن طلحه آمده است كه گفت: اگر بعد از محمّد زنده ماندم، عايشه را مىگيرم!)[٣] طلحه عايشه را مىخواست و عثمان امّ سلمه را. و با اين كار، مىخواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را بيازارند كه آيات زير نازل شد:
... وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً[٤]؛
شما را نسزد كه رسول خدا را بيازاريد، و پس از او زنانش را بگيريد! [زنان پيامبر پس از آن حضرت- براى هميشه- حقّ ازدواج ندارند] اين كار نزد خدا، بس بزرگ است.
إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً[٥]؛
چه آشكارا چيزى را بيان داريد و چه مخفى سازيدش، خدا به هر چيزى داناست.
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً[٦]؛
[١] . صحيح بخارى ٥: ٢٢٦٣، حديث ٥٧٤٩؛ مسند احمد ١: ٤١١، حديث ٣٩٠٢.
[٢] . تفسير قرطبى ١٤: ٢٢٩؛ روح المعانى ٢٢: ٧٤.
[٣] . تفسير فخر رازى ٢٥: ٢٢٥؛ تفسير ابن كثير ٣: ٥٠٦؛ الدر المنثور ٦: ٦٣٩( ومنابع ديگر) سُدِّى روايت كرده است كه عثمان اين سخن را گفت( نگاه كنيد به: دلائل الصدق ٣: ٣٣٧- ٣٣٩، چاپ قديم).
[٤] . احزاب/ ٥٣.
[٥] . احزاب/ ٥٤.
[٦] . احزاب/ ٥٧.