منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٣٦ - صحابه و اخذ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله
عُمَر گفت: امر رسول خدا صلى الله عليه و آله بر من پوشيده ماند، داد و ستد مرا به خود مشغول ساخت[١].
نَووى بر سخن ابو سعيد اين گونه تعليق مىزند:
معنايش اين است كه اين سخن ميانِ ما مشهور مىباشد كوچك و بزرگمان آن را مىشناسد، حتّى كوچكترين ما آن را از رسول خدا شنيده و حفظ كرده است[٢].
در اين باره، خداى سبحان آياتى را نازل كرد:
... فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ ...[٣]؛
تااجازهتان ندادهاند، به خانههاى ديگران داخل نشويد.
... إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ...[٤]؛
به خانههاى ديگران درنياييد مگر اينكه اجازهتان دهند.
اجازه خواستن براى ورود بر ديگران، پيش از آنكه امر الهى باشد از اخلاق و آداب انسانى است.
به راستى، سبب تهديد ابو موسى به كتك چه بود؟ آيا بررسى و كسب اطمينان از حديث موجب اين امر شد؟
اگر ابو سعيد خُدرى به نهى پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت نمىداد و اينكه نبايد بر كسى وارد شد مگر پس از اذن، ابو موسى چه مىتوانست بكند؟
[١] . صحيح بخارى ٦: ٢٦٧٦، حديث ٦٩٢٠؛ صحيح مسلم ٣: ١٦٩٤، حديث ٢١٥٣( نص از اين مأخذ است) مسند احمد ٤: ٤٠٠، ٤٠٣؛ سنن ابن ماجه ٢: ١٢٢١، حديث ٣٧٠٦؛ مصنّف ابن ابى شيبه ٥: ٢٦٨، حديث ٢٥٩٦٨.
[٢] . شرح النووى على صحيح مسلم ١٤: ١٣١؛ عون المعبود ١٤: ٥٧.
[٣] . نور/ ٢٨.
[٤] . احزاب/ ٥٣.