منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٣٤ - مرحله سوم
چگونه مىتوان آنچه را كه از ابو سعيد خُدرى رسيده پنهان ساخت؛ اينكه او هنگامى كه مروان پيش از نماز عيد مىخواست براى خطبه به منبر رود، جامهاش راكشيد و گفت:
والله [شريعت را] دگرگون ساختيد!
مروان پاسخ داد: اى ابو سعيد، علمِ تو از ميان رفت!
ابو سعيد گفت: به خدا سوگند، آنچه را من مىدانم از آنچه تو مىدانى بهتر است!
مروان گفت: مردم بعد از نماز نمىايستند، از اين رو خطبه را پيش از نماز مىخوانم[١]!
امام محمّد عبده مىنويسد:
ابتلاى عموم مردم به دروغ پردازى در دولت امويان، سخن درستى است؛ ناقلان زياد بودند و صادقان اندك. بسيارى از بزرگان صحابه از نقل حديث خوددارى مىكردند مگر براى كسانى كه به امانتدارى آنها اعتماد داشتند، از بيم اينكه مبادا به تحريف احاديثى كه از آنان مىشنوند، دست يازند[٢].
خلفاى عبّاسى در لگدمالى شريعت، كمتر از امويان نبودند، دين را در راستاى مصلحتِ حكومت و نظام به خدمت گرفتند. منصور مالك را به تدوين سنّت ابوبكر و عُمَر فرا خواند تا مردم را بر آن گرد آورد، و از ابو حنيفه خواست كه به ستيز فكرى با صادق آل محمّد عليه السلام بپردازد ...[٣]
[١] . صحيح بخارى ١: ٣٢٦، حديث ٩١٣؛ سنن بيهقى ٣: ٢٨٠، حديث ٥٩٢٩.
[٢] . أضواء على السنّة المحمّديّة: ٣٨٩( به نقل از تاريخ الإمام محمّد عبده ٢: ٣٤٧).
[٣] . بنگريد به كتاب وضوء النبى: ٣٤٩- ٣٥٣.