منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٣١ - موضع اهل بيت در برابر گسترش اجتهاد محورى
ورَجُلٌ قَمَشَ جهلًا، مُوضِعٌ في جُهّال الأُمّة، عاد في أَغباشِ الفتنة، عَم بما في عَقْدِ الهُدْنَة، قد سَمّاه أَشْباه النّاس عالماً ولَيْسَ به، بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِن جَمْعِ ما قَلَّ منهُ خيرٌ ممّا كَثُر، حَتّي إذا ارْتَوَي مِن آجِن، وَاكْتَنَزَ مِن غير طائل، جَلَسَ بَين النّاس قاضياً، ضامِناً لتَخْليص ما الْتَبَسَ عَلي غيره، فَإن نَزَلَتْ به إحْدَي المُبْهَماتِ هَيَّأَ لها حَشْواً رَثّاً مِن رَأْيه، ثُمَّ قَطَعَ به، فهو من لَبْسِ الشُّبُهاتِ في مثل نَسْجِ العنكبوت، لا يَدْري أَصابَ أَم أَخْطَأَ، فَإن أَصابَ خافَ أن يكونَ قد أَخْطَأَ، وإن أَخْطَأَ رَجا أن يكون قد أَصابَ، جاهلٌ خَبّاطٌ جَهَالات، عاش رَكَّابُ عَشَوات لم يَعَضَّ علي العِلْمِ بضرْس قاطع، يُذْرِي الرِّواياتِ إذْراءَ الريحِ الهَشيمَ، لا مَلِئٌ والله بِإِصدارِ ما وَرَدَ عليه، ولا هو أهْلٌ لِما فُوِّضَ إليه، لا يَحْسَبُ العلمَ في شيء ممّا أَنْكَرَه ولا يَرَي أَنَّ مِن وراء ما بَلَغَ مذهباً لغيره، وإن أَظْلَمَ أمرٌ اكْتَتَمَ به لِما يَعْلَمُ مِن جَهْلِ نَفْسِه، تَصْرُخُ مِن جَوْر قضائه الدِّماءُ، وَتَعجُّ منهُ المواريثُ. إلي الله أشكو مِن مَعْشَر يَعِيشُون جُهّالًا ويَمُوتونَ ضُلّالًا؛
و مردى كه پشتوارهاى از نادانى فراهم ساخته، و در ميان مردم نادان، جايگاهى پيدا كرده است، شتابان در تاريكى فتنه فرو رفته، و در بستن پيمانِ سازش- ميان مردمان- فاقد بينش است. آدم نمايان او را دانا ناميدهاند و او نه چنان است، چيزى را بسيار فراهم آورده كه اندكش بهتر از بسيار آن است، تا آنگاه كه از آبِ گنديده سيراب شود، و دانش بيهوده اندوزد، پس ميان مردم به داورى نشيند و خود را عهدهدار گشودن مشكل ديگرى بيند، و اگر كار سربستهاى نزد او ببرند تُرَّهاتى چند از رأى خود آماده گرداند، سپس همان را باور مى كند، كارها بر او مشتبه گرديده، عنكبوتى را ماند كه در بافتههاى تار خود خزيده، نداند كه بر خطاست يا به حقيقت رسيده، اگر به صواب رفته باشد، ترسد كه راه خطا پيموده، و اگر به خطا رفته، اميد دارد آنچه گفته صواب بوده، نادانى است كه راه جهالت را پويد، كورى است كه در تاريكى گمشده خود جويد، آنچه گويد نه از روى قطع و يقين گويد، به گفتن روايتها پردازد، و چنان كه كاه بر باد دهند آن را زير و رو سازد. به خدا سوگند، نه راه صدور حكم را دانسته است، و