منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٤١ - چكيده سبب اخير
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هُنَّ خَيْرٌ منكم؛ آنان از شما بهترند[١].
اين حديث، روشن مىسازد كه پيامبر صلى الله عليه و آله كار عُمَر را نپذيرفت، بلكه مىخواست بر همان سخن پيشين خود در حجّة الوداع تأكيد ورزد و دو ثقل اكبر و اصغر (قرآن و عترت) را ميان امّت، جانشين خود سازد.
عُمَر از تأكيد پيامبر صلى الله عليه و آله بر اين امر، بيم داشت و به مقام قدسى پيامبر صلى الله عليه و آله ياوهگويى را نسبت داد تا سخنِ آن حضرت را ناچيز جلوه دهد يا اگر پيامبر فرصت كتابت يابد، از اهميّت اين نوشته بكاهد؛ زيرا پس از طرح احتمال هذيان گويى، احتجاج به نوشته آن حضرت از اعتبار افتاد. همين امر باعث شد كه پيامبر از اين كار انصراف يابد و بگويد: «برخيزيد و نزد من با هم درگير مشويد؛ چراكه مشاجره در حضور من شايسته نباشد»[٢].
بنابراين، منع از تدوين- در اينجا- براى منع از تصريح به خلافتِ عترت رخ داد و ضربه زدن به پايه و فائده كتابت و تدوين؛ يعنى اين منع داراى دو بُعد سياسى و تشريعى بود.
افزون بر آنچه بزرگان گفتهاند، سبب منع تأسيسِ نظريه «رأى رأيتُه» (رأيى است كه به نظرم آمد) [اصالتِ رأى] و اجازه تعدُّدِ آرا بود تا خليفه بتواند عجز فقهىاش را- كه او را در تنگناى شديد انداخته بود- پوشش دهد.
مردم مىدانستند كه خدا و رسولش مُشَرِّع (قانونگذار) هستند و نمىخواستند احكام را بگيرند به جز از كسانى كه از خواص پيامبر به شمار مىروند و بر همه اسرار تنزيل و تأويل آگاهاند.
از سويى، قضايايى كه پيش مىآمد، خليفه را ملزم مىساخت كه بر طبق رأى خود- به دور از احاديث و سنّت- فتوا دهد. اين كار او را ناگزير مىساخت اجتهاد ورزد و سپس به ديگران اجازه اجتهاد دهد تا خودش در اجتهاد معذور باشد و در بدعتى كه
[١] . الطبقات الكبرى ٢: ٢٤٤؛ المعجم الأوسط ٥: ٢٨٨، حديث ٥٣٣٨؛ و بنگريد به، كنز العمّال ٥: ٦٤٤، حديث ١٤١٣٣.
[٢] . صحيح بخارى ١: ٥٤، باب كتابة العلم، حديث ١١٤؛ الأحكام ٧: ٤٢٥؛ الاستيعاب ١: ١٦٩.