منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٤٠ - چكيده سبب اخير
چكيده سبب اخير
از آنچه گذشت مىتوان دريافت سببِ حقيقى منعِ تدوين حديث (كه در وراى آن نهفته مىباشد) داراى عوامل و انگيزههاى چندى است، از جمله:
١. نابود سازى فضائل اهل بيتعليهم السلام كه از شايستگى همه جانبه آنها پرده برمىدارند، و همگان را به امامت و خلافت آنها فرامىخوانند.
٢. احاطه نداشتن حاكمان به احكام.
٣. رسوبات فرهنگى ارثى و گرايشهاى فكرى خلفا و توانايىهاى ذهنىشان كه با اجتهاد تناسب داشت. به خاطر همه اينها خواستند فضاى فقهى جديدى را پديد آورند تا از خلالِ آن، خليفه بتواند عجز فقهىاى را كه در خود مىيافت بپوشاند و هِرَم فِقهى- سياسى نوى را بنيان گذارد.
اين نتيجه با ملاحظه مقدّمات زير به دست مىآيد:
الف) نخستين جرقهاى كه به شكل عملى براى منع تدوين زده شد، پيش از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله بر زبان عُمَر جارى گشت؛ چراكه آن حضرت قلم و دوات خواست تا كتابى بنويسد كه امّت پس از او هرگز گمراه نشوند، و عُمَر با رد خواسته پيامبر، گفت: اين مرد، هذيان مىگويد! كتاب خدا ما را كافى است.
اين منع از تدوين، گرچه در آن لحظه، موضعگيرى ويژهاى بود كه عُمَر ناچار به آن دست يازيد تا امر خلافت را پس از پيامبر آن گونه كه خود مىخواهد بچرخاند، ليكن با ضربه به قداست پيامبر و جلالتِ قدر و جريحه دار ساختن عصمتِ پيامبر صلى الله عليه و آله صورت گرفت؛ به همين جهت، عرصه را براى تاخت و تاز عُمَر آماده ساخت تا بتواند رأى خود را بر صحابه و بر همه كسانى كه در آنجا حضور داشتند، تحميل كند تا آنجا كه در پاسخ زنانِ پيامبر كه گفتند: «حاجتِ پيامبر را برآوريد»، گفت:
اسْكُتْنَ! فإنّكم صَواحِبَه؛ إذا مَرِضَ عَصَرْتُنَّ أَعينَكُنّ، وإذا صَحَّ أَخَذْتُنّ بِعُنُقه؛
ساكت شويد! شما همان زنانيد كه هنگام بيمارى پيامبر بر او اخم مىكرديد و هنگام تندرستى به گردنش مىچسبيديد.