منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٥ - پاسخ سؤال دوم
بلى، رسول خدا صلى الله عليه و آله به درنگ در نقل روايت فراخواند تا صحيح از سقيم شناخته شود و سدّ باب روايت و تحديث را تشريع نكرد، پس بر عهده خليفه بود كه احاديث را تصحيح كند؛ اگر در آن دروغى هست، حذف كند و اگر چيزى نيازمند توضيح است، آن را روشن سازد و اگر چيز ديگرى مىباشد به آن اشاره كند، نه اينكه همه را با فرض شك و احتمالِ دروغ، از بين ببرد.
عِلم از چيزهايى است كه- بهطور عام- محوِ آن جايز نمىباشد، چگونه ممكن است نابود ساختن سخن پيامبر گرامى [كه علم حقيقى است] روا باشد؟! بر اين اساس، سوزاندن روايات در هيچ حالى جايز نيست؛ به ويژه آنكه در بيشتر آنها اسم «الله» و احكامِ خداست كه اهانت به آنها هرگز جايز نمىباشد. ابوبكر اگر مىخواست آنها را نابود سازد، راههاى ديگرى- كه پاك و تهى از ابهام است- پيش روى او وجود داشت؛ مانند محو آنها با آب، يا دفنشان در زمين يا ...
بارى، مسلمانان رابطه ريشهاى ميان تحديث و تدوين را احساس كردند (و اين امر بر هوشيارى و فرهنگ آنها دلالت مىكند) لذا درباره جواز كتابت احاديثِ پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيدند؛ زيرا احتمال دادند كه آن حضرت، منع كند يا نوشتن را به قيودى مقيّد سازد يا در كتابتِ آن شروطى را مطرح سازد. پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمود: «اكتبوا ولا حرج» (بنويسيد، باكى نيست) پس پيامبر صلى الله عليه و آله در نوشتن، اين دغدغه را نفى كرد و رفع حَرَج فرمود؛ زيرا بر مسلمان است كه در آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله مىنويسد و تدوين مىكند، درنگ ورزد و چيزهاى دروغ را ننگارد. بيش از اين، شرطى نمىباشد.
٣. اگر اعتقاد يابيم كه احتمال كذب، راوى را از اعتبار ساقط مىسازد (چنان كه خليفه گفت) لازم است آنچه از پيامبر در صحاح و مسانيد روايت شده دور افكنده شود؛ زيرا اين احتمال در آنها هست، در حالى كه احدى به آن قائل نيست؛ زيرا مقتضاى اين قول اين است كه اصلى از اصولِ تشريع اسلامى بىاعتبار شود و سنّتِ نبوى- به طور كامل- پايان يابد و همه احكام فرعى (كه از احاديث استنباط شدهاند) الغا گردد.
خليفه چگونه اين را مىگويد؟ آيا بر وى پوشيده ماند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در رابطه با آمادگى و تجهيز براى جنگها و نبردها به اخبار صحابيان عادل، عمل مىكرد؟!