منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٧ - پاسخ سؤال دوم
متن دوم
متن دوم، وضعيت امّت را بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله مُجسَّم مىسازد و اينكه خليفه، اختلاف مردم را به اختلاف نقل از آن حضرت ارجاع داد؛ زيرا گفت: «شما از رسولخدا احاديثى را بر زبان مىآوريد كه در آنها اختلاف داريد، مردم بعد از شما اختلافشان شديدتر است».
و حديث ابن أبى مُلَيْكَه- گرچه از مراسيل است- ولى در كلام بزرگانى آمده است كه مُتعَرِّض منع تدوين سنّت شدهاند، و اشاره دارد به اينكه اعتماد بر نقل حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله وسيلهاى براى ستيز با خلفا گشت[١]. فقدان پيامبر به سرعت در ميانِ مسلمانان اثر گذاشت و آنان ضرورت حفظ سنّت و شناختِ احكام دين را كه پيامبر صلى الله عليه و آله (به امّت) رساند، احساس كردند؛ به همين جهت از پيامبر صلى الله عليه و آله حديث مىكردند تا احكام دين نشر يابد و از تلف و نابودى حفظ شود.
صحابه به اعتبارِ اينكه نسل اول مسلمانان بودند، مُلزم بودند احكام را براى مردم بيان دارند و آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند براى نسل جديد- كه تابعين ناميده مىشدند- روايت كنند؛ زيرا آنها نياز شديدى به شناخت احكام دين از لا به لاى اقوال و افعال و تقريراتِ پيامبر، داشتند و اين كار برايشان فراهم نمىآمد مگر با دريافتِ حديث از ياران صالح پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى كه بعد از قرآن به منزله حافظه زنده رسول خدا صلى الله عليه و آله به شمار مىآمدند.
ابوبكر به اين نياز دينى مُبرم از سوى تابعين و به وجوبِ پاسخگويى از سوى صحابه، آگاهى داشت و نيز ميزان ضرورتِ آن را مىدانست؛ اين تعبير در سخن وى كه گفت:
«فمَن سَألكم فقولوا ...»
(هركه از شما پرسيد، بگوييد ...) گوياى اين امر است.
به هر حال، نياز به نقل حديث از سويى و وجود اختلاف در روايات از سوى ديگر، امر مهمّى بود كه ناگزير مىبايست به روشى حل شود.
[١] . در صفحات آينده، اين مطلب، با عدد و رقم روشن خواهد شد.