منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٨٧ - اجتهاد، نمادى براى خلافت
عمر براى مردم خطبه خواند و گفت: اگر شما را از آنچه مىشناسيد به آنچه آشنا نيستيد برگردانيم، چه مىكنيد؟ همه ساكت ماندند! عمر اين جمله را سه بار بر زبان آورد.
على (رضى الله عنه) برخاست و گفت: اى عُمَر، در آن صورت، تو را به توبه وامىداريم، اگر توبه كردى، مىپذيريم.
عمر پرسيد: اگر توبه نكردم، چه؟
على عليه السلام فرمود: سرت را جدا مىكنيم.
عمر گفت: سپاس خداى را كه در اين امّت كسى را قرار داد كه هنگام كجروى، ما را به راه راست درآورد[١].
از اين نقل، چند نكته را مىتوانيم دريابيم:
١. عمر گفت: «از آنچه مىشناسيد به آنچه آشنا نيستيد» و نگفت: «از آنچه مىشناسيم به آنچه انكار مىكنيم» در اين تعبير، براى شخص تحليل گر، اشارهاى است؛ پس نيك بينديش.
٢. اينكه مسلمانان خاموش ماندند با اينكه عمر سه بار سخنش را تكرار كرد، آشكارا بر سياست زور و فشار فكرىاى دلالت دارد كه عمر در حقّ صحابه به كار بست؛ و اين، با آنچه ما در پيش آورديم (حبس صحابه در مدينه- پي- ش خود- و منع آنها از نقل و نگارش حديث) همسوست.
٣. روشن شدن موضع صريح پيروان مكتب تعبُّد، و اينكه آنان هرگز به آوردنِ احكامى كه مبناشان اجتهاد و رأى است، راضى نمىشدند؛ و «به آنچه مىشناختند» از كتاب خدا وسنّت پيامبرش، تمسّك مىكردند، نه به رأى و اجتهادى كه نمىشناختند.
٤. مفهوم «استتابه» (به توبه واداشتن) در صورت انحراف از دين (و سپس كشتن منحرف در صورت عدم توبهاش) در مكتب سنّت و تعبّد، يك مفهوم اسلامى است. اين
[١] . مناقب خوارزمى: ٩٨.