منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٨٥ - اجتهاد، نمادى براى خلافت
* آيا چنين انتخابى را مىتوان انتخاب آزاد ناميد؟
* تصوّر آزادى انتخاب چگونه ممكن است در زمانى كه مىبينيم شمشير بر سرشان برآختهاند، و آنان مكلّف شدهاند كه قضيّه را در سه روز تمام كنند و همسويى با نظرات شيخين (در برابر كتاب و سنّت) در آن حتمى است[١]؟
آرى، شورا (به معناى معروف امروزى اين كلمه) نبود، بلكه روح دمكراسى و آزادى را نداشت؛ بلكه در مفسده قانونى شدن «سيره شيخين» در قبال سنّت رسول خدا گرفتار شده بود فرض اين بند- در كنار كتاب و سنّت- القا مىكند كه مقصود از همه اين كارها، گنجاندن همين تبصره است (هرچند با قهر و غلبه) زيرا در كتاب و سنّت اختلافى نيست و به اين همه اصرار و تهديد بزرگان صحابه، براى پياده كردن به آنها نيازى نمىباشد.
ابن عوف چون دريافت امام على عليه السلام اين تبصره الحاقى به شريعت را كه بنا بود در عرصه احكام دينى گنجانده شود- نمىپذيرد، به عثمان رو كرد و گفت: آيا تو با من بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش و سيره ابوبكر و عمر بيعت مىكنى؟
عثمان گفت: آرى، و با دست به شانههايش اشاره كرد و گفت: هنگامى كه شما خواستيد!
پس هر دو برخاستند و به مسجد درآمدند، و فرياد برآمد كه: الصلاة جامعه (همه به مسجد گرد آيند) ...[٢]
اين شرط اخير و تأكيد ابن عوف بر آن (دست كم از نظر امام على عليه السلام و پيروانش يعنى اهل مكتب تعبّد) بر وجود تخالف ميان سنّت پيامبر و سيره شيخين دلالت مىكند؛ زيرا اگر سيره پيامبر و سيره شيخين يكى باشند، تأكيد ابن عوف بر لزوم پذيرش دومى معنا ندارد.
اگر ميان آن دو تنافى وجود ندارد و يك چيزند چرا وقتى ابن عوف، امام على عليه السلام را ملزم به سيره شيخين ساخت و امام عليه السلام پاسخ داد: «بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش، آرى» ابن عوف نپذيرفت و خلافت را به آن حضرت نسپرد؟
[١] . تاريخ طبرى ٢: ٥٨١.
[٢] . نگاه كنيد به: تاريخ طبرى ٢: ٥٨٦؛ البداية والنهاية ٧: ١٤٧.