منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٠٥ - اجتهاد پيامبر صلى الله عليه السلام!!
و نظر سلمان فارسى را، در حفر خندق اطراف مدينه در جنگ احزاب، پذيرفت[١] و در اطراق كنار آب- در جنگ بدر- نظر حبّاب را برگرفت، و در بناى سايهبان به رأى سعد بن مُعاذ تن داد[٢]، و ديگر موارد.
اگر همه اينها را بپذيريم (و دست برداريم از اين اعتقاد كه پيامبر صلى الله عليه و آله همه اينها را به امر خداى متعال مىگفت و انجام مىداد و در پى مرادِ خدا بود، و مشورت با اصحاب بدان جهت صورت مىگرفت كه دلشان را به دست آورد و كار آزمودگى و تدبير را به آنان بياموزد و پس از مشورت، به آنچه خدا در صلاح مسلمانان به او مىنماياند- و مقصود خدا بود- عزم جزم مىكرد) مىگوييم:
اين ماجراها، موضعگيرىهايى در امور جنگ و موضوعات خارجىاند و همانند اجتهادات عمر نمىباشند، كه بيشترش در احكام شرعى است (و نه در موضوعاتِ خارجى).
گذشته از اين، اجتهاد پيامبر- بر فرض صحّت اين سخن- مساوى اجتهاد ديگران نمىباشد چراكه عقلِ پيامبر بالاترين عقل است و واقع را درك مىكند و اجتهادش (بعد از آگاهى به مصالح و مفاسد و مقدّمات و نتايج) موافق با حكمِ واقعى خدا مىباشد. اين اجتهاد كجا، و اجتهاد ديگران كجا!
آرى، آنان با طرح اين نظريه، مىخواهند پيامبر صلى الله عليه و آله را با صحابه هم سطح سازند تا امر را بر آنها سرايت دهند و اختلاف موجود ميانِ اقوالشان را بردارند و به اين نتيجه برسند كه: سخنانِ آنها اجتهاداتى است مانند اجتهادات پيامبر!
بىگمان (چنان كه همه عالمان گواه اند) اجتهاد پيامبر صلى الله عليه و آله غير از اجتهاد صحابه است؛ اگر بپذيريم كه آن حضرت مجتهد بود، اين كار جز در موضوعاتِ خارجى و امور جنگى صورت نگرفت و معناى آن اجتهاد در احكام نيست.
[١] . سيره ابن هشام ٣: ٢٣٥.
[٢] . همان ٢، ص ٢٧١؛ نيز بنگريد به، اجتهاد الرسول( ناديه شريف عمرى): ٨٣- ١٤٦.