منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٠٦ - اجتهاد پيامبر صلى الله عليه السلام!!
* در عمل به وظيفه ظاهرى، اجتهاد به معناى اصلاحى و معروف آن مقصود نمىباشد. اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
إنّما أحْكُمُ بالظاهر! وإنّكم تَخْتَصِمُونَ إلَيَّ، ولَعَلَّ أَحَدَكم أَلْحَنُ بِحُجَّتِهِ مِن بعض؛ فَمَن قَضَيْتُ له بشيء مِن مال أخيه فلا يَأْخُذْهُ، فإنّما أَقْطَعُ له قِطعةً مِن النار[١]
؛ من به ظاهر حكم مىكنم! شما به شكايت نزدم مىآييد، بسا يكىتان از ديگرى حرفش را بهتر مىزند؛ پس اگر در مرافعه مالى (بر أساس ادلّة ظاهرى به نفع كسى) حكمى كردم و شخص مىداند كه مالِ برادر دينى اش مىباشد، آن را نستاند! چراكه پارهاى آتش برايش بُريده شده است!
اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله بدان معناست كه حاكم وظيفه دارد بر طبق ظاهر (و ادلهاى كه هست) حكم كند، نه باطن و واقع- هرچند واقع براى پيامبر صلى الله عليه و آله به طور كامل نمايان بود- زيرا انبيا و پيامبران و اوصيا، مأمورند كه به ظاهر حكم كنند مگر كسانى كه خدا آنان را به حكمِ واقعى مكلّف ساخته است؛ مانند خضر عليه السلام.
مىدانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه، ميان مردم- بر اساس ادلّه و موازين- حكم مىكرد. مقصود از اين كار، بدون ترديد، قانونگذارى بر طبقِ ظاهر ادلّه بود تا نواميس شريعت و قوانين بشرى (كه سنّتِ آفرينش است) فرو نپاشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله با اتصال به وحى و احاطه بر «لوح محفوظ» حكم شرع را مىدانست؛ زيرا ثابت است كه قرآن دو بار نازل شد: يك بار به طور كامل در شب قدر، و بار ديگر به تدريج در وقايع و رخدادهاى مختلف.
آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله صادر مىشد براساس آگاهىاى بود كه از «لوح محفوظ» داشت، هرچند براى بار دوم، به صراحت، آيهاى در آن باره فرود نيامده بود.
[١] . نگاه كنيد به: مسند احمد ٦: ٢٠٣؛ صحيح بخارى ٣: ١٦٢؛ صحيح مسلم ٥: ١٢٩؛ سنن ابن ماجه ٢: ٧٧٧.