منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٠٤ - اجتهاد پيامبر صلى الله عليه السلام!!
مكتوم نابينا نزدش آمد) ضوابط انسانى را پاس نداشت و ديگر چيزها كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادهاند.
حتّى زمخشرى جرأت يافته كه در تفسير عَفَا اللَّهُ عَنْكَ[١]) (خدا از تو درگذرد) بگويد كه اين سخن كنايه از جنايت است؛ زيرا «عفو» در پى «جنايت» مىآيد و معنايش اين است كه: خطا كردى و بد كارى را مرتكب شدى[٢]!
بنگريد كه زمخشرى چگونه بر ساحتِ مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله دست درازى مىكند!
پيروان مكتب اجتهاد- آنان كه از تدوين حديث منع مىكنند- مانند اين سخن را در ارتباط با پيامبر صلى الله عليه و آله مىآورند در حالى كه تأكيد مى ورزند در همه قضايايى كه پيامبر در آنها خطا كرد، وحى موافق نظر عُمَر بود، و پيامبر صلى الله عليه و آله به اين همسويى شهادت داد.
خواننده، خود مىتواند جوهره اين تناقضگويى و راز تخطئه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلامتِ رأى عمر (و موافقت وحى با نظر عمر، نه پيامبر) را دريابد.
اگر بپذيريم كه پيامبر صلى الله عليه و آله بشرى است كه داراى مَلَكات ربّانى مىباشد و بيشتر امور دنيوىاش از شخصِ خودِ اوست و ارتباطى به وحى ندارد به اين معنا كه:
- وقتى پيامبر به شخصى مىگويد: حالت چطور است؟ چه مىخورى؟ براى فلان كار نزد فلانى برو! برايم آب بياور، تشنهام و ... به عنوان امتثال امر خدا، اين سخنان را نمىگويد؛ مزاح پيامبر با زنانش و مؤمنان و ديگر امور زندگى، چنين است.
- نسبت به جنگها نيز همين امر جارى است؛ با اصحاب به مشورت پرداخت (چنان كه در مصالحه با غطفان روز جنگ خندق[٣] و بيرون آمدن از مدينه سوى احُد[٤]، روى داد)
[١] . توبه/ ٤٣.
[٢] . تفسير كشّاف ٢: ١٥٣.
[٣] . سيره ابن هشام ٤: ١٠٤( به نقل از آن، در اجتهاد الرسول: ٩٥).
[٤] . نگاه كنيد به: صحيح بخارى و مسلم و مسند احمد و نسائى و سيره ابن هشام ٣: ٦٤.