مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
بر این خاک ریخته شده است و اگر انسان به معشوق و محبوب حقیقی خود برسد و عشق حقیقی خود را باز یابد آرام و قرار خواهد گرفت (الا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب) [١] و به همین دلیل لذات بهشتی خستگی آور نیست. قرآن کریم درباره بهشتیان میفرماید:
«لا یبغون عنها حولا» [٢] یعنی بهشتیان بر خلاف مردم دنیا میل به تغییر وضع و تحول و تجدد در آنها نیست. تفصیل بیشتر این مطلب موکول به جای دیگر است.
امّا اینکه گفته شد که در عبارت شیخ هم «نداشتن» مقوّم بهجت و لذت شناخته شده بود درست نیست. شیخ همین قدر فرمود «ادراک و نیل» و «نیل» یعنی رسیدن، خواه آنکه پس از «نداشتن» باشد و خواه آنکه پس از «نداشتن» نباشد. ضمنا فرق «عشق» و «شوق» هم دانسته شد: شوق در موردی است که تصور رسیدن باشد ولی خود رسیدن حاصل نیست امّا عشق اعمّ است. بنابراین در مورد ذات حق که خود کمال مطلق است و در عین حال شاعر به ذات خود است یعنی مستشعر است به این کمال مطلق، «عشق» صادق است ولی «شوق» صادق نیست؛ و چون ذات مستشعر به ذات خود است در حد اعلای استشعار و ذات وی کمال مطلق است و از طرفی میدانیم که هر چه محبوب کاملتر و ادراک قویتر باشد عشق کاملتر است پس بزرگترین و بالاترین عشقها و بهجتها عشق و بهجت ذات حق است به ذات خود و لهذا شیخ فرمود:
أجلّ مبتهج بشیء هو الاول بذاته و یتلوه المبتهجون به و بذواتهم من حیث هم یبتهجون به و هم الجواهر العقلیة القدسیة فلیس ینسب الی الاول الحق و لا الی النائلین من خلّص اولیائه القدسیین شوق.
خلاصه ترجمه و شرح: گفتیم که عشق ذات حق به خود قویترین درجات عشق است. مقصود از جملههای بالا این است که بعد از ذات حق قویترین عشقها و بهجتها همان است که در مجردات عقلیه است که در اصطلاح فلاسفه «عقول» نامیده میشوند و در اصطلاح شریعت هم از آنها به «ملائکه» تعبیر شده است، و البتّه چنانکه
[١]. رعد/ ٢٨.[٢]. کهف/ ١٠٨.