مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - وقوع کثرت در عالم
تا اینجا راجع به وحدت بود، نظریات خاصی بود که در باب وحدت و کثرت مطرح کردهاند، و نیز راجع به خود عدد که بیشتر از جنبه ریاضی بحث شد و داخل در «طبیعیات» نشده بود.
وقوع کثرت در عالم
ثم إنه رکب العدد علی المعدود، و المقدار علی المقدور. فقال: المعدود الذی فیه اثنینیة، و هو أصل المعدودات و مبدؤها، هو العقل باعتبار أن فیه اعتبارین: اعتبارا من حیث ذاته، و أنه ممکن الوجود بذاته، و اعتبارا من حیث مبدعه، و أنه واجب الوجود به، فقابله الاثنان.
از نظر اینها واجب تعالی خارج از معدودات است. معدودی که در آن اثنینیتی وجود دارد، یعنی دارای دو جنبه است، عبارت از عقل است که اصل همه معدودات است. در عقل دو حیثیت و دو اعتبار است: اعتبار من حیث ذاته و اعتبار من حیث مبدعه که آن مبدع واجب است.
یکی از مسائل مهم فلسفه که از مشکلات آن هم میباشد وقوع کثرت در عالم است. اقتضای قاعدهای که ابن سینا و دیگر حکما گفتهاند که:«لا یصدر عن الواحد إلّا الواحد» این است که از واجب تعالی واحد صادر شود، و از آن واحد هم واحد صادر شود، و از آن هم واحد. آنوقت نظام عالم فقط یک نظام طولی خواهد بود و هیچوقت دو موجود در عرض یکدیگر قرار نخواهند گرفت. پس این کثرت عرضی از کجا پیدا شده؟
مطلبی را امثال بوعلی مطرح کردهاند که حتی مشّائین هم قبول نکردند و آن این است که از ذات واجب تعالی که بسیط من جمیع الجهات است عقل اوّل صادر شد و عقل به اعتبار اینکه فی حد ذاته ممکن الوجود است و به علتش واجب الوجود میشود، طبیعتا مرکب میشود و دو حیثیت پیدا میکند: حیثیتی که از ناحیه ذات خودش دارد و حیثیتی که از ناحیه مبدع و علتش دارد، حیثیت امکانی و حیثیت واجب الوجودی. از حیثیت وجوبی آن، یک شئ صادر میشود و از حیثیت امکانی آن شئ دیگر صادر میشود. پس در آن واحد از عقل دو موجود صادر میگردد. به همین ترتیب از عقل دوم، تا میرسد به عقل فعال و هیولی.