مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٠ - فرض تکرار وحدت در همه اعداد
فرض تکرار وحدت در همه اعداد
آنگاه شیخ وارد مطلب دیگری از آنها میشود. آنها وحدت را عدد اوّل و دوتایی را عدد دوم و سه تایی را عدد سوم میدانستند، به این معنا که قبول کردهاند که دو تایی یعنی وحدتی و وحدتی، سه تایی هم یعنی وحدتی و وحدتی و وحدتی. از طرف دیگر هر کدام از این اعداد را نوع جداگانه میدانند و هر نوعی از انواع عالم را یکی از اینها میدانند. به عبارت دیگر خود وحدت دارای نوعی است، یکی از انواع این عالم مظهر آن است، مثلًا بسیطترین نوعها و نازلترین نوعها مظهر وحدت است. مثل آنهایی که قائل بودند که عناصر هم بسیط دارد و بسیطتر و بسیطتر، تا اینکه به یک عنصر میرسیم که از همه عناصر بسیطتر است؛ بگوییم این عنصر بسیط مظهر وحدت است؛ وقتی که وحدت در طبیعت ظهور میکند این شئ میشود. یا مثل کسانی که قائل به مادة المواد هستند؛ بگوییم مادة المواد همان وحدت است، تحقق عینی وحدت است، حقیقتش هم همان حقیقت وحدت است. حال، اگر اینها قائل باشند که «دوتا» همان وحدت و وحدت است، لازمه حرفشان این است که نوع پستتر را در نوع عالی مندرج بدانند و باز نوع عالی را در نوع عالیتر و نوع عالیتر را نیز در نوع عالیتر از خودش. مثلًا اگر انسان را کاملترین انواع بدانند و سایر انواع عالم را پایینتر از انسان بدانند و انسان هم مثلًا عدد ٠٠٠/ ٢٠ باشد و انواع دیگر عددهای پایینتر را داشته باشند، لازمهاش این است که واقعا در انسان حقیقت همه انواع دیگر موجود باشد، به این معنا که حقیقت جماد در انسان موجود است، نفت هم که حقیقتی است با همین صورت نفتی خودش در انسان موجود است، چون حقیقت نفت چیزی جز یکی از اعداد نیست، گوسفند هم موجود است، اسب هم موجود است، همه چیز موجود است. آنوقت این میشود معنای کون جامع بودن انسان که فیثاغوریان هم معتقد بودند که انسان عالم صغیر است. شاید هم روی همین حساب گفتهاند که انسان عالم صغیر است، چون انسان را در میان اعداد تحقق یافته عالم کاملترین عدد میدانستند.