مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - النمط التاسع فی مقامات العارفین
مستلزم دو ناراحتی برای عارف است: یکی آن ناراحتی که به سبب انتظار به وی دست میدهد؛ ناراحتی دیگر تأسّفی است که از زود گذشتن وی دست میدهد. آنگاه میگوید: هر اندازه که به ریاضت بیشتر ادامه داده شود این حالت بیشتر دست میدهد.
اشارة: انه لیتوغّل فی ذلک حتی یغشاه فی غیر الارتیاض فکلما لمح شیئا عاج منه الی جناب القدس یتذکر من امره أمرا فغشیه غاش فیکاد یری الحق فی کل شیء.
این شخص کم کم در این حالت فرو میرود به طوری که در غیر حالت ریاضت نیز به وی دست میدهد و چنان میشود که گاهی چیز سادهای را میبیند و برای او یک امر معنوی تداعی میشود و متوجه جانب قدس میگردد، نزدیک به این میشود که حق را در همه جا ببیند.
شرح: مقصود شیخ واضح است؛ میخواهد بگوید این حالت معنوی مانند سایر حالات نفسانی تدریجا چنان عادی میگردد و ملکه راسخه میشود که در غیر حال تمرین نیز دست میدهد و گاه در یک حال عادی به یک جریان سادهای برخورد میکند و از نظر شدت اتصالی که به آن جهان دارد فورا در آن امر ساده به یاد حقیقتی میافتد و از خود بی خود میشود. گویند: عارفی از کوچهای میگذشت، زمزمه عابری را شنید که شعری را با خود زمزمه میکرد به این مضمون:
پشت بام آمدی قالیچه تکاندی | قالیچه بهانه بود، خود را بنماندی | |