مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - نظریه سوم
به هر حال این هم خودش نظریهای است، که باید ببینیم آیا این نظریه درست است یا نادرست، و اگر درست است با نظریه تخلخل و تکاثف چه نسبتی دارد؟ این هم اگر درست باشد به یک معنا تأیید تخلخل و تکاثف است؛ یعنی اگر تراکم کمتر باشد این جسم بر ابعاد خودش میافزاید، پس معلوم میشود که جسم این امکان در آن هست که بر ابعاد خودش بیفزاید.
نظریه سوم
احتمال دیگر این است که بگوییم این بستگی دارد به علل درونی خود شیء نه به علل خارجی. به تعبیری اینها به صورت نوعیه بستگی دارند؛ یعنی اگر یک شیء یک حجم خاصی دارد بستگی دارد به نوعیت آن، یعنی چه جنسی دارد و چه فصلی دارد، و ما میدانیم که جنس و فصلها به عبارت دیگر ماده و صورتها هستند و آن آخرین صورت را ما میگوییم «صورت منوّع»؛ یعنی بستگی دارد به صورت منوّع.
این را هم تا اندازهای میدانیم که حتماً درست است. مثلًا مورچه در همان فضا وجود دارد که شتر در آن فضا وجود دارد، ولی هرگز مورچه ابعادش از یک حد معین خارج نمیشود. بزرگترین مورچهها را که ما در نظر بگیریم، به اندازه یک مگس هم نیست؛ کوچکترین شترها را هم در نظر بگیریم باز برابر است با میلیونها میلیون مورچه. میرویم سراغ گیاهان و درختها. میگوییم هر گیاهی یک استعداد معینی برای رشد دارد. درخت چنار آنقدر رشد میکند و بالا میرود که مثلًا اگر یک درخت چنار به طول چهار متر باشد میگوییم حتماً دچار آفت شده است؛ ولی درخت دیگری مثل گلابی استعداد اینهمه رشد کردن را به اندازه درخت چنار یا درخت گردو ندارد، تا یک مقدار معین قد میکشد و نه بیشتر. در حیوانات میبینیم هر کدام از اینها یک استعداد معینی برای رشد دارد و نه بیشتر، با اینکه محیطهای همه یکسان است. در محیطهای یکسان، استعداد اینکه رشد چقدر باشد یکسان نیست، بیشتر و کمتر دارد، و این قطعا
معنا که ابعاد اضافه شود، بلکه مثلًا از نظر خون که در بدن انسان هست و متناسب است با میزان فشار هوا؛ اگر از میزان فشار هوا کاسته بشود، آنوقت این خون تمایل به بیرون زدن پیدا میکند و بعد، از تمام مسامات بدن خون بیرون میزند.