مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٦ - وحدت در فلسفه فیثاغورس از اینجا بحث وحدت شروع می شود
در اینجا مطالبی را در توحید نقل میکند که بعید نیست این را هم بعدها با افکار او آمیخته باشند. میگوید خدا را از ناحیه ذات و صفات نمیشود شناخت، بلکه از ناحیه افعال و آثار شناخته میشود، و هر عالمی او را به اندازه آثاری که از او در این عالم ظاهر شده میشناسد. در ادامه، بحثی راجع به هدایت حیوانات و هدایت انسان میکند و میگوید هر کدام از راه وجود خودشان خدا را میشناسند.
وحدت در فلسفه فیثاغورس از اینجا بحث وحدت شروع می شود .
ثم قال: الوحدة تنقسم إلی وحدة غیر مستفادة من الغیر و هی وحدة الباری تعالی، وحدة الإحاطة بکل شئ، وحدة الحکم علی کل شئ، وحدة تصدر عنها الآحاد فی الموجودات و الکثرة فیها؛ و إلی وحدة مستفادة من الغیر و ذلک وحدة المخلوقات.
وحدت بر دو قسم است: وحدتی که مستفاد از غیر نیست، و وحدتی که مستفاد از غیر است. وحدتی که مستفاد از غیر نیست وحدت خداوند است که عبارت است از وحدتی که منشأ همه وحدتهای دیگر است.
و ربما یقول: الوحدة علی الإطلاق تنقسم إلی وحدة قبل الدهر، و وحدة مع الدهر، و وحدة بعد الدهر و قبل الزمان، و وحدة مع الزمان.
در یک تقسیم دیگر وحدت را چنین تقسیم میکند: وحدتی که مقدم بر دهر است، و وحدتی که با دهر است، و وحدتی که بعد از دهر و قبل از زمان است، و وحدتی که با زمان است. اگر این حرف [از فیثاغورس] باشد اصطلاح «زمان» و «دهر» را روشن میکند، زیرا دهر در زبان فلاسفه بعد بجای زمان است برای مجردات و عالم عقول.
زمان برای عالم جسمانیه است و دهر برای عالم عقول. برای خداوند هم «قبل الدهر» تعبیر میکنند. او بر دهر و بر زمان هر دو تقدم دارد.
فالوحدة التی هی قبل الدهر هی وحدة الباری تعالی، و الوحدة التی هی مع الدهر هی وحدة العقل الاول، و الوحدة التی هی بعد الدهر و قبل الزمان هی وحدة النفس، و الوحدة التی هی مع الزمان هی وحدة العناصر و المرکبات.