مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - فصل (٢) فی اثبات المادة و بیان ماهیة الصورة الجسمیة
این را کسی نمیتواند انکار کند؛ یعنی هیچ مکتبی این جهت را نمیتواند انکار کند که این شیء محسوسی که در خارج داریم یک شیء است که دارای این ابعاد سه گانه است یعنی میشود برای آن سه بعد فرض کرد که اسمش را میگذاریم طول و عرض و عمق. در این بحثی نیست، اگر بحثی هست در امور دیگر است.
یکی اینکه آیا همین چیزی که ما احساس میکنیم که دارای طول و عرض و عمق است، خودش به همین شکل یک امر واقعیت دار است؟ یا نه، این یک مجموعه است که ما خیال میکنیم شیء واحدی است در خارج؛ انبوهی از اشیاء است نه یک شیء؟
پس اولین بحث این خواهد بود که آیا آنچه ما به صورت شیء واحد حس میکنیم و میگوییم دارای این خاصیت است، همین طوری که ما احساس میکنیم، یک شیء واحدی است که دارای طول و عرض و عمق است؟ یا مجموع اشیائی است که در یک جا جمع شدهاند و چون آن مجموع اشیاء در یک جا جمع شدهاند این شیء دارای طول و عرض و عمق شده است؟ تازه اگر نظر دوم را بپذیریم- که این مجموع اشیائی است که دارای طول و عرض و عمق است- باز یک سؤال دیگر مطرح میشود که آیا آن اشیاء تشکیل دهنده این، که سبب شدهاند این دارای طول و عرض و عمق باشد، خودشان باز شیئی هستند دارای طول و عرض و عمق؟ یعنی آیا این جسم محسوس ما با ابعاد خودش مجموعی از اشیاء کوچکتر است که هر کدام آنها جداگانه برای خود طول و عرض و عمق دارند و از جمع شدن اشیاء کوچکی که هر کدام دارای طول و عرض و عمق هستند شیء بزرگتری به وجود آمده که طول و عرض و عمق دارد؟ این یک نظریه است (نظریه قدیمی ذیمقراطیس).
نظریه دیگر این است که نه، این مجموعه اشیاء کوچکی است که آن اشیاء کوچک هیچکدام دارای طول و عرض و عمق نیستند بلکه نقطههایی هستند مثل نقطههای جوهری. پس نظریه دیگر اینکه این مجموعه که دارای طول و عرض و عمق است از ذرات کوچکی به وجود آمده است که هیچکدام اینها دارای طول و عرض و عمق نیستند [١]، که این نظریه جزء لا یتجزّای متکلمین است.
[١]. سؤال: ذرّات بی بعد را چرا «کوچک» میفرمایید، کوچک و بزرگ ندارد.
استاد: مقصود از «کوچک» که میگوییم یعنی از کمال کوچکی بیبعد است.