مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - آیا سعادت مطلق است یا نسبی؟
دلیل تمام است، امّا ما قبلًا ثابت کردیم که اینطور نیست، آرزو و خواستهها ممکن است از مسیر سعادت منحرف گردد. از شرایط نیل به سعادت این است که انسان تسلیم خواستهها و آرزوهای خود نباشد و آنها را ضبط و کنترل کند و بداند گاهی چیزی را آرزو میکند که سعادت نیست و چیزی را آرزو نمیکند در حالی که سعادت هست. پس صرفا این جهت که دست یافتن به بعضی امور بعضی را شادمان میکند و بعضی نسبت به آنها بیتفاوتند و احیانا بعضی را غمگین میکند دلیل بر نسبی بودن سعادت نیست، سعادت نیل به خواستهها و آرزوها نیست، نیل به کمالات و فعلیت یافتن استعدادهایی است که هر کس در طبیعت خود دارد.
پس برای مطلق یا نسبی بودن سعادت این مطلب را باید مورد بحث و دقّت قرار داد که آیا استعدادهای طبیعی افراد و کمالاتی که همه افراد بالقوه دارند در همه افراد و همه محیطها یکسان است یا متفاوت است؟ اگر این جهت را در نظر بگیریم به این نتیجه میرسیم که سعادت در بعضی جهات مطلق است و در بعضی جهات نسبی.
افراد انسان از آن نظر که نوعیت واحد دارند و اشتراک نوعی دارند و دارای قوا و غرائز و استعدادات مشابهی هستند، سعادت یکسانی دارند و از آن جهت که تفاوتهایی در استعدادات دارند و کم و زیادهایی از این نظر دارند سعادتهای متفاوتی دارند.
انسان طبیعتاً اجتماعی آفریده شده است. اجتماع انسانی احتیاج دارد به اینکه استعدادات گوناگونی در آن به ظهور بپیوندد. از این رو طبیعت که در تسخیر حقیقت قاهر و مافوقی است، در افراد به شکل متفاوتی ظهور میکند، ذوقها و استعدادها و میل و رغبتها طبعا متفاوت میگردند. هر دستهای ذوق و استعداد رشتهای را نشان میدهند و پیگیری میکنند. مجموع استعدادهایی که برای پیشرفت و تکامل جامعه انسانی لازم است در میان مجموع افراد تقسیم شده است. نوع، رسالتی دارد و فرد، رسالتی. رسالت نوع، پیشرفت و تکامل نوع است از راه شکفته شدن تمام استعدادهای انسانی. رسالت فرد انجام وظیفه طبیعی اجتماعی است از راه شکفته شدن استعدادهایی که با دیگران یکسان دارد و استعدادهایی که در تقسیم طبیعی نصیب او شده است.
پس افراد انسان از آن نظر که افراد نوع واحدند و صفات و حالات و قوا و غرائز و استعدادهای مشترک دارند کمالات و خیرات مشابهی آنها را سعادتمند میکند، و از